(...)
JİYANEM KÜRDİSTAN
شنبه 16 دی 1391 :: 21:14 ::  نويسنده : rap3nter       

 آقا هر کدوم از رفيقهاي ما که نامزد کرد يه هفته بعد ابروهاش رو برداشت، تا چپ چپ نگاهشون کردم همه گفتند: خودم برنداشتم که،
 خواب بودم خانمم برداشت
خو لامصب بهانه بهتر بيار، من يه بار با موچين يکي از ابروهامو کندم تا نيم ساعت از دردش گريه ميکردم
من 
رفيقهام
نامزدهاشون 

 

آرايشگر سر کوچه 

 

 

کيا وقتي بچه بودن موقع درست کردن کتلت مامانشون يه دونه کتلت کوچيک واسشون درست ميکرد مي داد بهشون .
هيچ وقت مزه ي اون کتلتا از يادم نمي ره

 

 

ملت چه بیکارن !

یکی مزاحم میشد هی اس هی زنگ…جواب نمیدادم که بیخیال شه…

دیگه تماس نگرفت

بعد چند روز اس داده  :

ببخشید من چند روز مزاحمتون نشدم کار داشتم دستم بند بود ، شرمنده،چه خبر؟

 

 

خدا کنه تا بیشتر از ۹ ساله دیگه زنده بمونیم و بریم تو سال ۱۴۰۰

بعد هی بگیم : شماها یادتون نمیاد ما صده سیصدیا …

خیلی فاز میده ؛ حس آثار باستانی بودن به آدم دست میده …

 

 

به کافه چی گفتم همان همیشگی . . .

نگاه سنگینش را به چشمانم انداخت و گفت : خفه بابا ، مثه آدم بگو چی می خوری ؟!

 

 

آدم بعضی چیزا رو میبینه به این نتیجه می رسه ...

کار از فرهنگ سازی گذشته

باس منقرض شیم یه گونه جدید بیاد !

 

 

دیشب سوار پورشه ام شده بودم و توخیابون دور میزدم باهاش

یهو یکی پرید جلو ماشین تا خواستم ترمز کنم پام گرفت به لحاف و پاره شد!




 
درباره وبلاگ

FOLLOW ME ON İNSTAGRAM : im_amiral
موضوعات
آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان
 
   
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران