(...)
JİYANEM KÜRDİSTAN
دوشنبه 18 دی 1391 :: 21:04 ::  نويسنده : rap3nter       

nvidia_project

به گزارش سرویس نرم افزار  شرکت انودیا از کنسول بازی دستی جدیدی با نام Project Shield در کنفرانس خبری در CES 2013 رونمایی کرد. Project Shield دارای یک پردازنده تگرا ۴ می باشد سیستم عامل اندروید است و این توانایی را دارد که بازی هایی با گرافیک کنسول های بازی را اجرا کند.

ابن کنسول از نظر ظاهری مانند PlayStation 3 DualShock 3 است با این تفاوت که دارای یک صفحه نمایش اچ دی ۵ اینچی با وضوح تصویر ۱۰۸۰p است. این کنسول دستی توانایی آن دارد تا تصویری برابر با ۴K از طریق HDMI به مانیتورهای خارجی منتقل کند. این دستگاه دارای سیستم صوتی پیشرفته ای است. باطری ۳۳Wh این دستگاه به کاربر اجازه می دهد بین ۵-۱۰ ساعت بازی کند یا با یک بار شارژ کردن ۲۴ ساعت ویدیو با کیفیت اچ دی پخش کند.

این دستگاه دارای درگاه مایکرو SD نیز می باشد. با این کنسول بازی می توان بازی های آندرویدی موجود در سایت Nvidia’s TegraZone را انجام داد همچنین قابلیت استفاده از بازی های ذخیره شده بر روی پی سی های خانگی را دارد.



فناوری رایانه‌ای همچنان به جلو پیش می‌رود و هیچ انتهایی هم نمی‌توان برای آن تصور کرد. اما آن‌چه اهمیت بیش‌تری دارد این است که ورود فناوری‌های جدید به بازار همواره کاربران را شگفت‌زده و خوشحال می‌کند. کمپانی «لنوو» امروز یکی از این خبرهای بسیار خوشحال کننده را به بازی‌خورها هدیه کرد.
«لنوو» ظاهراً به این نتیجه رسیده که اکنون زمان مناسب رسیده تا رایانه‌های رومیزی خود را با بازی‌های پیشرفته نسل جدید هماهنگ کند. این کمپانی امروز و در قالب اعلامیه‌های نمایشگاه CES خود اعلام کرد که کیس Erazer X700 را روانه بازار خواهد کرد؛ این کیس اندکی به کیس Area 51 کمپانی Alienware شباهت دارد که اکنون دیگر تولید نمی‌شود.
 برای دیدن تصویر بزرگتر کلیک کنید.
«لنوو» درون این کیس ویژگی‌ای را تعبیه کرده که آن را فناوری «تک‌کلید» می‌نامد؛ این فناوری به کاربر اجازه می‌دهد تا پردازنده درون کیس را با فشردن تنها یک دکمه اورکلاک کند؛ بدون آن که نیازی داشته باشد این کار را از طریق تنظیمات BIOS انجام دهد. بنابراین طبیعتاً Erazer X700 در موقع اورکلاک کردن از سیستم خنک‌کننده مایع هم برای خنک کردن کیس استفاده می‌کند.
 برای دیدن تصویر بزرگتر کلیک کنید.

Erazer X700 قابلیت‌های زیادی را برای تغییر در سخت‌افزار داخلی خود در اختیار کاربران می‌گذارد. شاید مهم‌ترین فاکتور برای بازی‌خورها کارت گرافیک رایانه‌شان باشد. اگر شما هم می‌خواهید ببینید بین دو فناوری SLI و CrossFireX کدام یک را باید انتخاب کنید، می‌توانید به این صفحه سری بزنید.
کاربران می‌توانند درون این کیس از یک یا دو کارت گرافیک NVIDIA و یا AMD Radeon استفاده کنند. Erazer X700 می‌تواند از دو کارت گرافیک GeForce GTX660 به شکل SLI و یا دو کارت گرافیک Radeon HD 8950 با فناوری CrosFireX در کنار هم استفاده کند. این کیس می‌تواند تا 32 گیگابایت رم و 4 ترابایت هارد را در خود جای دهد؛ همچنین دارای دو جای درایو با قابلیت تعویض بدون قطع برق است که به کاربران اجازه می‌دهد تا در حالی که رایانه روشن است، بین دو هارد درایو مختلف جابه‌جا شوند!
با این حال، برای خرید این کیس باید کمی منتظر بمانیم. Erazer X700 قرار است در ماه ژوئن و با قیمت پایه 1499 دلار وارد بازار شود.



«لنوو» از همین الآن به یکی از پرکارترین شرکت‌کنندگان در نمایشگاه CES امسال تبدیل شده است. تا یکی دو روز دیگر می‌توانیم شامل عرضه محصولات حیرت‌انگیزی از این کمپانی مشهور باشیم.

برای دیدن تصویر بزرگتر کلیک کنید.
کمپانی «لنوو» نمایشگاه CES امسال را با یک اعلامیه بسیار بزرگ آغاز کرد؛ منظورمان از بزرگ واقعاً «بزرگ» است. این کمپانی اعلام کرده که می‌خواهد رایانه رومیزی 8 کیلویی و 27 اینچی IdeaCenter Horizon را با ویندوز 8 و صفحه لمسی روانه بازار کند که می‌توان روی هر سطح صافی نیز از آن استفاده کرد.

برای دیدن تصویر بزرگتر کلیک کنید.
اگرچه می‌توان با استفاده از یک ضامن عمودی مثل همه رایانه‌های بدون کیس دیگر از این رایانه هم روی میز استفاده کرد؛ اما «لنوو» ویژگی‌های خاصی هم برای IdeaCenter Horizon تعبیه کرده که در حالت افقی، این رایانه را به یک تبلت بسیار بزرگ تبدیل می‌کنند. خود کمپانی تخمین زده که عمر باتری این دستگاه در حالت افقی حدود دو ساعت است. زمانی که این رایانه را در حالت افقی قرار می‌دهید، یک رابط کاربری ویژه موسوم به «هاله» (Aura) فعال می‌شود که مخصوص استفاده در این حالت طراحی شده است.
بازی‌خورها هم از شگفتی‌های این رایانه رومیزی بی‌بهره نیستند؛ اگر نگوییم «لنوو» این رایانه را «مخصوص» بازی‌خورها ساخته است!
کمپانی «لنوو» حتی تجهیزات جانبی منحصر به فردی را نیز همراه با این رایانه ارائه کرده است: «این دستگاه همراه با چند سخت‌افزار جانبی از جمله «تاس الکترونیکی» و چهار جوی‌استیک و استرایکر عرضه می‌شود تا بتواند با ترکیب تجهیزات فیزیکی و فضای مجازی، تجربه‌ای کاملاً جدید را در اختیار بازی‌خورها قرار دهد. بازی‌های ویدیویی برای بازی‌خورها نیمه فیزیکی و نیمه دیجیتال هستند؛ «لنوو» این نوع بازی‌ها را «فیجیتال» می‌نامد.»
بله این کمپانی واقعاً از لغت «فیجیتال» استفاده کرده است. احتمالاً این کلمه است که در سال جدید فضای اینترنت را پر خواهد کرد.
 برای دیدن تصویر بزرگتر کلیک کنید.

اگر فکر می‌کنید این رایانه از هم‌ترازهای خود یک سر و گردن بزرگ‌تر است، خوب است بدانید این غول «لنوو» قرار است برادر بزرگ‌تری هم پیدا کند.
به هر حال، رایانه رومیزی IdeaCenter Horizon برنامه فروشگاه دانلود مخصوص خود را هم خواهد داشت. مردم می‌توانند بازی‌ها و برنامه‌های جدید را از این فروشگاه بخرند؛ از جمله برنامه‌های موبایل که تحت شبیه‌ساز (امولاتور) BlueStack اجرا می‌شوند. این رایانه از لحاظ سخت‌افزاری هم قرار است دارای پردازنده‌ای 4 هسته‌ای، گرافیک 1 گیگابایتی، و حداکثر 8 گیگابایت رم و هارد 1 ترابایتی باشد. همچنین می‌توانید یک حافظه 64 گیگابایتی SSD را نیز به آن اضافه کنید. صفحه نمایش غول‌پیکر این رایانه از وضوح 1920x1080 برخوردار است. ویژگی‌های دیگر این رایانه هم شامل وب‌کم و یک کارت‌خوان (رم‌ریدر) 6 کاره باشد. IdeaCenter Horizon تابستان امسال با قیمت پایه 1699 دلار وارد بازار می‌شود.
راستی یک مطلب دیگر! «لنوو» اعلام کرده که دارد یک رایانه بدون کیس دیگر را نیز آزمایش و آماده تولید می‌کند که باز هم می‌توان به حالت افقی از آن استفاده کرد؛ اما این بار صفحه‌ای 39 اینچی دارد!!! این محصول که با اسم رمز «گاما» شناخته می‌شود هنوز تاریخ عرضه معینی ندارد؛ اما «لنوو» تصریح کرده که این دستگاه «خط سیر آینده «لنوو» را در ساخت رایانه‌های رومیزی نشان می‌دهد.»



دوشنبه 18 دی 1391 :: 21:04 ::  نويسنده : rap3nter       

چیزی که در تصویر می بینید ایده اولیه تبلتی 10.7 اینچی است که با کاغذ الکترونیکی ساخته شده و محصول مشترک شرکت Plastic Logic، اینتل و دانشگاه Queen است.

این تبلت دارای پردازشگر Core i5 اینتل است و در عین حال می تواند با تبلت های مشابه خودش کار کند. به این معنی که کافی است دو تا از آنها را کنار یکدیگر قرار دهید تا نمایشگر آنها به عنوان یک نمایشگر واحد کار کند.

برای بسیاری از عملیات ها هم می توانید خود تبلت را تغییر شکل دهید. مثلا برای جلو بردن ویدیو گوشه های تبلت را کمی خم کنید.

 

img2456_N.jpg

این طرح هنوز در گام های اولیه کار است. اما به خوبی نشان میدهد که طی سال های آینده باید منتظر چه فناوری هایی باشیم. توصیه می کنم ویدیو ادامه مطلب را از دست ندهید.



دوشنبه 18 دی 1391 :: 20:52 ::  نويسنده : rap3nter       

 

 آقا یه نظر بدین  دیگه حالا فحشم بود بود 



شنبه 16 دی 1391 :: 21:18 ::  نويسنده : rap3nter       

 دخنر دایی ۶ سالم میگفن اگه من مُردم ……
از بوی گلاب بدم می‌آید، همون آب معدنی کفایت می‌کند، نگید این رانی هلو دوست داشت، سنگ قبرش رو با رانی بشوریمااا ، نوچ میشه !



پسر خالم،یه توپوق زد،منم کلی خندیدم بش،مسخرش کردم،گفتم این چه پوتوقی بود زدی؟!
ینی کلا خیط شدیم مثل کریم آسکاریس!!!



دختر خالم وقتی بچه بود میخواست بره مهد کودک ثبت نام کنه مربی مهد ازش میپرسه:پنیر از چی درست میشه؟
اونم با اعتماد به نفس کامل میگه:از شیر خر!
مربی: Big Smile)))))
دختر خالم: :G
پنیر: : (
دختر خاله نابغه ای دارم من؟؟؟؟



رفته بودیم شمال با دخترعموهام وپسر عموهام داشتیم قلیون میکشیدیم مامانم هی میگفت که نکشید ضرر داره بسسسسه دیگه!ما هم میگفتیم ماهی یه بار اشکالی نداره!رفتم دستشویی برگشتم میبینم نشسته با بچه‌ها داره قلیون میکشه میگم ضرر داشت که!
میگه:ماهی یه بار اشکالی نداره؟؟؟؟؟؟
مامانه جوگیری دارم من!



 

چندوقت پیش یه شال از ایناکه پایینش ریش ریشه بهشون مهره وصله خریدم با کلی ذوق و شوق سرم کردم رفتم خونه مامان بزرگم پسر داییمم اون جا بود ..از اون جایی که گفتن حرف راستو باید از بچه شنید ازش پرسیدم شالم قشنگه امیر؟راستشو بگو… گفت اره خیلی قشنگه مثه این گاوایی شدی که زنگوله به گردنه شونه….
منBig Frown((
امیرBig Smile)))
انجمن حمایت از حیوانات اهلی:////



با فامیلا رفتیم بوستان جوانمردان اومدم از پله‌ها برم بالا پام لیز خورد با ساق پا رفتم تو لبه پله جوری که شلوارم ۱۵ سانت جر خورد و پام داغون شد حالا اومدم پیش خونواده ی مهربانم مامانم منو دیده به جای اینکه بگه پات چیزی نشد میگه:گفتم تو لیاقت شلواره۹۰هزار تومنی نداری!!!!لیاقت همون شلوارایه ۳۰ تومنیه!!
مامانه نگرانی دارم من!!!!
فکو فامیله داریم؟
من: Big Frown((
مامانم: Neutral
پام: Big Frown((((((((((
شلوارم: Shock



جاتون خالی امروز مامان بابام شوخی شوخی جدی باهم قهر کردن منو داداشمم تاحدودی توپیدیم به هم حالا عصر جمعسو همه کلافه.تصمیم گرفتیم بریم لب دریا گه بابام گفت خودتون برین خلاصه با غرهای مامانم مجبور شد بیاد حالا رسیدیم دریا ۴ تا ادم گنده ایم که هیچکدوم باهم حرف نمیزنیم هرکی یه طرف میچرخه.حالا توراه برگشت داداشم یه موتوری رو فرستاد تو باقالیا و بابام …
خانواده ی با محبته من دارم؟
موج محبت خانوادمون هوش از سر۴تامون برده
والااااا



به یکی از این فامیلای ما گفتن عسل واسه چشم مفیده رفته مالیده به چشماش Neutral
دیگه کار از فشار تحریم گذشته یکی بره خورشید و خاموش کنه



خواهرم بعدی مدت طویل استراحت وتمرکز میخوادزبان انگلیسی بخونه اومده تواتاق داره رژه میره ی ربع ساعت کلمه ی husband(شوهر)بای ژست ضایع بااعتمادبه نفس بالامرورمیکنه!
خواهردرس خونه من دارم؟
درضمن فک وفامیل داریم؟



چند روزی بود خونه ی مامان بزرگمینا بودم دیروز لباسارو شسته میگم مامان بزرگ چرا جیبای شلوار منو خالی نکردی ؟؟؟ همه ی پولام خیس شدن ، میگه ننه جون میخواستم ببینم این پولشویی که میگن راسته یا نه ؟؟؟ که دیدم ما از این شانسا نداریم !!!
منShock
مامان بزرگم Frown
خاوری تو کانادا Grin
عاملین فساد بزرگ بانکی =))



جون خودم الان به دختر داییم گفتم عین سگ از چشم افتادی میگه اتفاقا منم عین سگ از چشت افتادم
فک و فامیله خوبی دارم رو حرفم حرف نمیزنن هیچ تاییدشم میکنن



یه پسر دایی دارم ۷ سالشه…مامان بزرگم بهش گفت ایشا…زود تر بزرگ شی تو رو هم تو لباس دامادی ببینیم…پسر داییم نه گذاشت نه برداشت گفت الکی دعا نکن تا اون موقع تو دیگه مردی…
مامان بزرگمFrown
داییم:/



ای خدا یه عقلی به اینا بده یه پولی به ما!
پسر خالم ۹ سالشه دیدم داره به طرز عجیبی تقویم رو ورق میزنه.
ازش پرسیدم چیزی شده؟دنبال چیزی هستی؟
گفت تو میدونی حادثه ۱۵ خرداد کی اتفاق افتاده؟
هرچی میگردم نیست!!
من O_O
تقویم ^o^
باعث و بانی حادثه Shock
نه شما بگید از دست اینا سرمو کجا بکوبم؟!!!



دیشب مهمون داشتیم بابام دیر کرده بود نیومده بود …
مامانم به من : یه “تک بزن” به بابات بگو مهمونا اومدن پس چرا نمیای ؟ بگو نوشابه هم بخره ؟
راستی بهش بگو یه بسته چیپس سیب زمینی هم واسه کنار مرغ بخره و زود بیاد …
من : همه اینا رو با یه تک زنگ بگم دیگه ؟
مامانم : خب یه مسیج بهش بزن و زود قطع کن !!! 



شنبه 16 دی 1391 :: 21:17 ::  نويسنده : rap3nter       

 يماري يخچال گرايي چيست ؟؟؟
.
.
.
نوعي بيماري روانيست که فرد را تحريک به باز کردن درب يخچال مي‌کند، در حالي‌ که نه تشنه است، نه گرسنه است و نه اصلا ميداند که چه مي‌خواهد از علائم اين بيماري اين است که فرد از اتاقش خارج ميشود سرگردان راه آشپزخانه را در پيش مي‌گيرد درب يخچال را باز مي‌کند، چيزي بر نميدارد درب را مي‌بندد.
اين بيماري به وفور در ميان متولدين دهه‌هاي ۶۰ و ۷۰ به چشم مي‌خورد!




مکان : کلاس درس
زمان : 10 صبح , آخراي وقت کلاس
استاد : اين تمرين ها رو حل کنيد . نمره دار
دانشجو : حل کنيم بياريم ؟
من : حل کن بذار تو يخچال يه وقت فاسد نشه
حاضرين در کلاس

دانشجوي خاص

استاد : برو بيرون




خدا بيامرزه رفتگانتونو
بابا بزرگ خدابيامرزم گفت امین بيا ميخام نصيحتت کنم براي آيندت خوبه!!!
گفتم جونم بابايي در خدمتم
گفت برو يه چوب بيار
اوردم
گفت بشکنش
شکستمش
گفت حالا دوتا بيار
دوتا اوردم
گفت حالا بشکنش
شکستمش
گفت حالا 8 تا بيار
اوردم
گفت بشکنش
شکستم
با تعجب گفت برو اون دسته کلنگو از تو انباري بيار
اوردمش
گفت بشکنش


همچنان شکستمش
بابا بزرگ خدا بيامرزم شاکي شد گفت نشکن بابا ميخام نصيحتت کنم




شايد باورتون نشه
ولي امروز بابام به عنوان اعتراض به کثيفي اتاقم يه مرغ زنده گرفت اومد انداخت تو اتاقم ! مرغه هم قد قد قد قد کنان راه افتاد تو اتاق
من اين چيه باباااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بابام: مـــــــــرغ!! اتاقي که طويله باشه کنار توي گاو جاي يه مرغ خاليه

من



معلم دختر عموم بهش جريمه داده که از 100 تا 300 رو با عدد و حروف بنويسن
حالا اين نشسته داره مينويسه و ميگه:شماره 254 به باجه 6،شماره 255 به باجه 2،بعدشم هر هر هر هر ميخنديد (منظور باجه های بانک)

والا به ما از اين جريمه ها ميدادن با گوله گوله هاي اشکي که ميچکيد رو ورق دفتر مينوشتيم،اونوقت اين.....




دوستم رفته به سي دي فروشه گفته من ميخوام زبان انگليسي ياد بگيرم ، يه سي دي کارتون زبان اصلي بده ،يارو هم سريِ کاملِ کارتونِ Shaun the sheep (بره ي ناقلا) رو بهش داده.
الان قشنگ بلده با لهجه ي اينگيليسي بع بع مي کنه...!!!



امروز مادرم براي نهار مرغ سالم گذاشته بود تو فر
بعد براي اينکه خلاقيتش رو به رخ بکشه يه چندتايي کنجشک هم گذاشته بود کنارش که هم زمان پخته بشه
يه گنجشک هم گذاشته بود تو شيکم مرغه
حلاصه اينکه نشستيم سر سفره
غذا رو آوردن
ما هم مشغول شديم
داداشم قاشق رو زد تو سينه مرغه يوهويي کنجشکه توي شيکم مرغه پريد بيرون
چنان جيغي زد که کلا به صورت دسته جمعي زهر ترک شديم از ترس
بهش ميگم چته ؟
ميگه نيگاه کن اين مرغ بدبخت جوجه داشته تو شيکمش
بد موقع سرشو بريدن جوجش تو شيکمش مُرده
(((جهت اطلاع دوستان مرغ تخم گذاره )))
هيچي ديگه از ظهر دارم تيکه هاي سفره رو که گاز زده بودم از لاي دندونام در ميارم.




يه قانون کلي هست که مي گه
"به هر چيزي که فکر کني همون به سرت مياد!"
.
.
.
بعد اين قانون يه استثناء کوچيک هم داره!
در مورد چيزاي خوب کارکردنداره...!




قدرت خدارو ببين!
اگه توو اينترنت باشي توانايي اينو داري که بدون احساس خواب آلودگي تا صبح بيدار باشي.. حالا کافيه ساعت ۱۱صبح از خواب بيدار شي ۱ ساعت کتاب بگيري دست چنان پلکات سنگين ميشه که انگار ۳ شبانه روزه نخوابيدي

 



شنبه 16 دی 1391 :: 21:15 ::  نويسنده : rap3nter       

 يه روز داشتم كانتر انلاين ميزدم كه ديدم يكي از دوستا كه دختر بود داره زنگ ميزنه !
گوشيو برداشتم ديدم ميگه دوستم بم dvd داده براش اهنگ بريزم ، ميگه هركاري ميكنم نميتونم درستش كنم تو كامپيوترم ميخونه اما تو dvd پلير نه !
گفتم شايد dvd سوخته !
گفت نه سالمه !
گفتم با چه برنامه اي رايت كردي؟
گفت : رايت چيه !
اهنگارو كپي پيست كردم رو dvd!

تو كانتر فقط نارنجك مينداختم زير پام تا منفجر بشم !




سر کلاس زبان خارجه، استاد از رفيقم چيزي پرسيده که بايد به انگليسي جوابشو مي داد. چند ثانيه طول کشيد واون همون طور که داشت فکر مي‌کرد با خنده گفت :
...loading, please wait...




هفت سالم بود تازه خوندن ياد گرفته بودم،ميرفتم قبرستون دم خونمون
سرقبرها قرآن ميخوندم،پول ميگرفتم.يک بار بابام منو ديد،
جوري کتکم زد نزديک بود همونجا خاکم کنند.




بچه خواهرم کلاس اوليه،
اومده پيشم ميگه:
دايي؟
ميگم: جانم؟
ميگه: من کي ياد ميگيرم بنويسم "خَ" ؟
ميگم: نميدونم، چرا؟؟
ميگه : آخه ميخام بنويسم دايي امين خَر است!
منو ميگي

چي بگم هنوز هستم .....




دختر عموم داشت شوهرشو صدا میکرد میگفت :
پیشیه من ..
موشی ...
جوجوی من ...
بعد به من گفت : محمد و صدا کن ...
...
منم بلند گفتم : حیووون خانمت کارت داره !!!
نمیدونم چرا 6 ماهه دختر عموم باهام حرف نمیزنه !!! مگه
پیشی و موشی و جوجو 3 تاشون حیوون نیسن ؟؟؟
فک و فامیل بی عصابی داریماااااا




یکی از دوستان تعریف میکرد:
چند سال پيش كه ميخواستم گواهي نامه بگيرم،
كله صبح پاشدم برم كه امتحان توشهری بدم.
افسره اسمای گروه مارو که خوند ، به من گفت:
شما بشين پشت فرمون!
منم نشستم ديدم در جلو هم باز شد یارو نشست.
منم راه افتادم يه پنج دقیقه ای که گذشت گفتم:
جناب! حالا چیكار كنم؟!
يارو برگشت گفت: جناب كيه؟؟ منم اومدم امتحان بدم ..!
آدماي عقب ماشين

هيچی ديگه! افسره رو جا گذاشته بودیم




این سامان گلریز اومده شبکه سه میگه میخوام یه ساندویچی آموزش بدم که دانشجوهایی که تو خوابگاه هستن و فر ندارن روی همون گاز کوچیک بتونن تهیه کنن.....!!!
حالا مواد اولیه اش چی بود؟
گوشت بوقلمون دودی ، پنیر پیتزا ، نون تست ، سس فرانسوی و سایر مخلفات .....!!!!! مرتیکه دانشجو ندیده......




بچه یکی از فامیلامون 7 سالشه بردنشون از طرف مدرسه موزه !
اینم اومده مانتوی معلمو کشیده پاشو کوبیده زمین گفته این آتو آشغالا چیه نشون ما میدین ببرینمون شهربازی!

ما 7 سالمون بود فک میکردیم معلم یکی از پیامبرای الهیه جهت تربیت ما نازل شده وشغلش انبياست.




دربون مدرسه مون یه بار بهم گفت بچه درس بخون با سواد شی، منو ببین، اگه چار کلاس سواد داشتم الان دربون بانک بودم، نه این خراب شده




توی ماشین یکی از دوستام نشسته بودم که داشت با سرعت 100 توی کوچه میروند، بهش گفتم : علیرضا ، یکم آروم تر ،یهو بچه ای چیزی میا جلوی ماشینتا!!!
گفت: نترس ماشین من ترمز ADSL داره!!!!
گفتم: خدا رو شکر که ترمزش وایر لس نیست!
میگه معلومه چی میگی؟؟؟؟؟
گفتم : خفه شو آروم برو!



شنبه 16 دی 1391 :: 21:14 ::  نويسنده : rap3nter       

 آقا هر کدوم از رفيقهاي ما که نامزد کرد يه هفته بعد ابروهاش رو برداشت، تا چپ چپ نگاهشون کردم همه گفتند: خودم برنداشتم که،
 خواب بودم خانمم برداشت
خو لامصب بهانه بهتر بيار، من يه بار با موچين يکي از ابروهامو کندم تا نيم ساعت از دردش گريه ميکردم
من 
رفيقهام
نامزدهاشون 

 

آرايشگر سر کوچه 

 

 

کيا وقتي بچه بودن موقع درست کردن کتلت مامانشون يه دونه کتلت کوچيک واسشون درست ميکرد مي داد بهشون .
هيچ وقت مزه ي اون کتلتا از يادم نمي ره

 

 

ملت چه بیکارن !

یکی مزاحم میشد هی اس هی زنگ…جواب نمیدادم که بیخیال شه…

دیگه تماس نگرفت

بعد چند روز اس داده  :

ببخشید من چند روز مزاحمتون نشدم کار داشتم دستم بند بود ، شرمنده،چه خبر؟

 

 

خدا کنه تا بیشتر از ۹ ساله دیگه زنده بمونیم و بریم تو سال ۱۴۰۰

بعد هی بگیم : شماها یادتون نمیاد ما صده سیصدیا …

خیلی فاز میده ؛ حس آثار باستانی بودن به آدم دست میده …

 

 

به کافه چی گفتم همان همیشگی . . .

نگاه سنگینش را به چشمانم انداخت و گفت : خفه بابا ، مثه آدم بگو چی می خوری ؟!

 

 

آدم بعضی چیزا رو میبینه به این نتیجه می رسه ...

کار از فرهنگ سازی گذشته

باس منقرض شیم یه گونه جدید بیاد !

 

 

دیشب سوار پورشه ام شده بودم و توخیابون دور میزدم باهاش

یهو یکی پرید جلو ماشین تا خواستم ترمز کنم پام گرفت به لحاف و پاره شد!



شنبه 16 دی 1391 :: 20:59 ::  نويسنده : rap3nter       

 آقا یه نظر بدین  دیگه حالا فحشم بود بود 



 
درباره وبلاگ

FOLLOW ME ON İNSTAGRAM : im_amiral
موضوعات
آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان
 
   
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران