(...)
JİYANEM KÜRDİSTAN
شنبه 04 آذر 1391 :: 13:35 ::  نويسنده : rap3nter       
وقتی حسین به علی یاد پیمبر می کنه
 نظر به قد و قامت علی اکبر می کنه
  ماه رخش دل می بره جلوه روز محشره 
  حقا که پیر و مرشدم سلطان علی اکبره 
تا مادرش لیلا دم از مه روی اکبر می زنه 
 بی بی رقیه شونه بر گیسوی اکبر می زنه 
زیباترینها دم به دم غرق تماشا شده اند 
  یوسف ها بنده رخ یوسف لیلا شده اند 
وقتی حسین به علی یاد پیمبر می کنه 
 نظر به قد و قامت علی اکبر می کنه 
ماه رخش دل می بره جلوه روز محشره 
حقا که پیر و مرشدم سلطان علی اکبره 
آمده یوسف با کلاف بر سر بازار علی 
 میگه منم دیوونشم شدم خریدار علی 
تا سوی میدان راهی شد به طرف لشگر اومد 
یکسره دشمن می خونه والله پیغمبر اومد 
اگر به هنگام نبرد شجاع و بی همتا بود 
 استاد جنگاوریش عباس دلربا بود 
وقتی حسین به علی یاد پیمبر می کنه 
  نظر به قد و قامت علی اکبر می کنه
ماه رخش دل می بره جلوه روز محشره 
حقا که پیر و مرشدم سلطان علی اکبره


شنبه 04 آذر 1391 :: 13:35 ::  نويسنده : rap3nter       
از خیمه گه بیرون بیا با چشم تر لیلا

     واویلا واویلا واویلا واویلا 

صبری کن تو ای اکبرم نور دو چشم من تویی الله و اکبر اکبر

دارد علی اکبرم عزم سفر لیلا بیا ای بی پسر لیلا بیا  ای بی پسر لیلا بیا

رقیه رقیه رقیه رقیه...

باور ندارم بینمت  بار دیگر لیلا  بار دیگر لیلا ای خون جگر لیلای من جان من آرام

توروخدا کسی به این مصیبت گریه نمیکنه...مادر به پسرش کفن میپوشونه...

بر تن کفن پوشیده ام عازم به میدانم  عازم به میدانم 

      واویلا رقیه واویلا رقیه واویلا رقیه

رقيه نازلي صورتي قويما ديواره



شنبه 04 آذر 1391 :: 13:35 ::  نويسنده : rap3nter       

سبک : سینه زنی -سنگین 


یا ابا صالح مددی معنی الله و صمدی زیبای خدایی

صنما شیدای توام در عشق رسوای توام بر من نظری کن
من اسیر خال توام در کوی تو پامال توام بر من گذری کن

سر راهت منتظرم در کوی غمت در به درم عزم سفری کن
دل و جان شد دوزخ غم از آتش بیداد و ستم بر پا شرری کن

امشب ای دیوانه ی دل سر خوش به طربخانه ی دل دیوانه گری کن
ز غمت دیوانه شدم آواره ی میخانه شدم از جام تو مستم

سگ پست کوی توام آشفته چو گیسوی توام بی پا و سرستم
یا بکش یا دانه بده داد دل دیوانه بده در دام تو هستم

به سر زلف تو قسم یک دم سر کوی تو صنم پیمان نشکستم
سگ درگاه تو منم عبد رخ ماه تو منم جانانه پرستم

به نگاهی از بر من ای ماه من ای دلبر من بردی دل و دینم
تا نبینم روی تو را خال رخ دلجوی تو را از پا ننشینم

به گلی گر می نگرم حسن تو بود در نظرم غیر از تو نبینم
تا نیایی در بر من دستی نکشی بر سر من محزون و غمینم

یا اباصالح مددی معنی الله الصمدی زیبای خدایی
یا اباصالح مددی مظهر الله احدی عشق دل مایی



شنبه 04 آذر 1391 :: 13:35 ::  نويسنده : rap3nter       
سبک : سینه زنی شور


حسین پسندیده که من تـــا به ابد گریه کنم چشمه جــان خویش را به پای او هدیه کنم 

حسین مرا خریـــده با نگاه پر ز ناز خود شکوه ز هجران نکنم ، فکر کنم به دیـدنش

به من نشان نمی دهد صورت همچو ماه خود ولی نظاره میکند به این سگ سیاه خود

یه عمریه تو هیئتا...سینه زن و گریه کنم

خدا خودش خوب میدونه...دل از حسین نمیکنم

میخوام اینو قشنگ گوش کنی...

یه عمریه تو هیئتا...سینه زن و گریه کنم

خدا خودش خوب میدونه...دل از حسین نمیکنم

قشنگ گوش کن...

همش میخوندم باسرور... با مستی وبا عشق وشور

یه بیت برا امام حسین... اما خدایی با غرور

اون بیت چی بود؟

اگر مرا رها کنی... تو را رها نمی کنم

سر از تنم جدا کنی... چون وچرا نمی کنم

حالا میخوام قشنگ گوش کنی...جون من گوش کن...

خوش بود دلم به این یه بیت... اما یه شب خوابی دیدم

تو خواب ورویا که بودم... حرف عجیبی شنیدم

دوست قدیمیمو دیدم... که خدا رحمتش کنه

میگفت میگم حرفی بهت... فکر نکنی حرف منه

حرفی رو که میخوام بگم... حرف حسین سر جداست

شعری که دائم میخونی... از بیخ وبن شعری خطاست

نگو اگه رهام کنه ...او را رها نمیکنم

بگو اگه رهاش کنم... منو رها نمیکنه

بارها شده کردی رها ...امام حسین رو با گناه

اما نکرد تو رو رها... شما رو برد کرببلا

بارها شده که رفته اید ... از در خونش شما ها

اما حسین بازم اومد... کشیدتون تو هیئتها

یعنی میشه فقط یه بار... رو تل زینب بشینم

پیاده از صحرا بیام... که کربلاتو ببینم

یادش بخیر تو کربلا... چه حال خوبی بود شبها

میون بین الحرمین ... حسین بودو عشق وصفا

حالا بگو تو رو خدا ...از روی صدق واز صفا

حسین تو رو کرده رها...یا تو شدی ازش جدا



حسین...حسین....حسین...




شنبه 04 آذر 1391 :: 13:35 ::  نويسنده : rap3nter       
سبک : سینه زنی شور


اگه ديوونه نديده اي به ما ميگن ديوونه


اگه ديوونه شنيده اي به ما ميگن ديوونه

منم يه روز عاقل بودم

عشق تو مجنونم كرد

ز شهر عقل و عاقلا

يكباره بيرونم كرد

به جرم عشق و عاشقي

به ما ميگن ديوونه

بزار ملامت بكنن

يه خوب و بد مي مونه

دل من از روز ازل

اسير يك نگاهه

حسين دوست داره مگه

خاطرخواهي گناهه

ديوونه حسينم و ويرونه حسينم

خراب و مست گوشه ميخونه حسينم

دل هر كي با ياري خوشه

يار دل ما حسينه

ترانه اي كه دل مي بره

صداي يا حسينه

عقل از سر من پريده و ديوونگي جا گرفته

حرف اگه داري با خدا بزن عقلم خدا گرفته

منم يه روز عاقل بودم

عشق تو مجنونم كرد

ز شهر عقل و عاقلا

يكباره بيرونم كرد

هر كي عاقل غمي داره

روزگار درهمي داره

عاشق نشدي نمي دوني

ديوونگي عالمي داره

بهشت من حسينه و سرشت من حسينه

نوشته كتاب سرنوشت من حسينه

دل من از روز ازل اسير يك نگاهه

حسين و دوست داره مگه خاطرخواهي گناهه

ديوونه حسينم و ويرونه حسينم

خراب و مست گوشه ميخونه حسينم



شنبه 04 آذر 1391 :: 13:35 ::  نويسنده : rap3nter       

سبک : سینه زنی شور 


آقای مهربونم بی نام و بی نشونم

بذار جون رقیـــــه ات

در خونــــــــت بمونم

هست و بودم به یاد

عشق تو رفتـه بر باد

آقـــــــــایی کن نگو که

این خونه سگ نمیخواد

تیر نگات رو قلبم با خط خون نوشته

کرب و بلا که جا خود روضه هاتم بهشته

تو کوه لطفی و من کمتر ز پر کاهم 

آقا نماز بی تو هرگز نماز نمیشه

دستم به غیر خونت جایی دراز نمیشه






شنبه 04 آذر 1391 :: 13:35 ::  نويسنده : rap3nter       
من اسیر زلف یارم من اسیر زلف یار

یار من برده قرارم بیقرارم بیقرار

عاشق پروردگارم عاشق پروردگار

مست بیرون از مدارم مست بیرون از مدار

یا حبیبی کاسه ای از هر دو دستت یا حسین

تا که دل بازم به ناز چشم مستت یا حسین

یک نگاهی کن که گردم مست مستت یا حسین

ای دو عالم جلوه ای از ناز شستت یا حسین

مست مستم ساقیا امشب به فریادم برس

بی می و ساغر نخواهم در دو عالم یک نفس

جز دو چشمانت نباشد هیچ کس فریاد رس

روی زیبایت نبیند دیده ی هر بلهوس

عاشقم بر سر گذشت عاشقی کز سر گذشت

چون حسین از سرگذشت افسانه شد هر سر گذشت

یا حسین از عشق تو دیوانه ی دیوانه ام

گرد شمع روی تو پروانه ی پروانه ام

تا تو مهمان دلم گردیده ای ویرانه ام

هر کجا ساقی تو هستی ساکن میخانه ام

عاقبت از عشق رویت سر به صحرا می نهم

پای دل را بر سر دنیا و عقبا می نهم

نیست ما را جز دلی مشتاق دیدار حسین

سفره ی دل را به پیش چشم مولا می نهم

من اسیر زلف یارم من اسیر زلف یار

یار من برده قرارم بیقرارم بیقرار

مست بیرون از مدارم مست بیرون از مدار

عاشق رخسار یارم عاشق رخسار یار

یا حبیبی یا حبیبی یا حبیبی یا حسین

یا حبیبی یا طبیبی یا حبیبی یا حسین


شنبه 04 آذر 1391 :: 13:35 ::  نويسنده : rap3nter       
ز دو عالم دل بریدم روز و شب دنبال حسینم به سر زلف پریشونش پریشون حال حسینم

بدونید در هر دو عالم جز حسین دلبر ندارم به سر کویش شدم خاک

دل و دینم را ربودی دیگر از من چه خواهی چه آوردی بر سرم دیگر ز سامانم چه خواهی

تو بخواهی یا نخواهی جز تو من دلبر ندارم هر دو عالم میفروشم من خریدار حسینم

  ز دو عالم دل بریدم روز و شب دنبال حسینم به سر زلف پریشونش پریشون حال حسینم

روز و شب دنبال حسینم بدونید در هر دو عالم جز حسین دلبر ندارم به سر کویش شدم خاک و کشته حسینم

دل و دینم را ربودی دیگر از جانم چه خواهی چه اوردی بر سرم دیگر از سامانم

چه خواهی تو بخواهی یا نخواهی جز تو من دیگر دلبر ندارم هر دو عالم میفروشم من خریدار حسینم

نروم در جای دیگر چون گرفتار حسینم تو بخواهی یا نخواهی جز تو من دلبر ندارم

بسپاریدم به خاک استان میخانه به سر زلفت شدم بی خانمام میخانه




شنبه 04 آذر 1391 :: 13:35 ::  نويسنده : rap3nter       
پرچم سرخ گنبدت دل منو خون میکنه
هروله ی سینه زنات دلمو مجنون میکنه
دلم می خواد که من بیام ضریحتو در بر بگیرم
اون قدر بگم حسین حسین تا که ز عشقت بمیرم
چی میشه یابن فاطمه یه گوشه چشم نیگام کنی
با اون نگاه فاطمی دلمو کربلا کنی
میگن که خاک و تربتت مرده رو زنده میکنه
خنده کنون میره بهشت هر کی برات گریه کنه
برا مصیبتای تو فاطمه گریه میکنه
با گریه های فاطمه خدا خون گریه میکنه
اگه میام در خونت به یه امیدی میشینم

آرزو دارم که تو رو یه شب تو روضه ببینم

آقام آقام حسین آقام آقام حسین
قدیما هر وقت اسمتو میشنیدم مست میشدم
با گفتن ذکر حسین مست حسینی میشدم
چند وقته توی روضه هات نمیتونم گریه کنم
اشکو ازم نگیر آقا بزار برات گریه کنم
اگه میخوای تو زندگیم نبریم کرب و بلا
زندگی بی کربلا عمر تباه به خدا
رومو زمین نزار بزار پاتو روی دیده ی ما
اگه واست زحمتی نیست یه شب بیا روضه ی ما
آرزوی قلب منه یه روز تو بین الحرمین
قلاده گردنم کنن به من بگن کلب حسین



  یا حـسـین غریب مادر تویی ارباب دل من یه گوشه چشم تو بسه واسه حل مشکل من

یه روزی میاد آقاجون که منم سگ تو باشم چشـهامو موقع مرگـم زیر پات گذاشـته باشم

آقـا من خودم می دونم لایق این حرفها نیستم اما از شـما چه پنهون، از اهل زمونه خسـتـم

دل من عاشق می مونه دائم از شما می خونه منو میشناسی آقاجون من همونم اون دیوونه

تمـوم مردم دنیـا ما را می خونـن دیوونه آره ما دیوونه هستیم بی خیال این زمونه

تا وقتی عشق تو باشه اینها حرف و بهونه واسه عشق تو هلاکم این خط و اینم نشونه

حسرت زیارت تو،مونده تو این دل زارم کـربـلا تـو تا نـبـیـنم آروم و قـرار ندارم

چشم های قشنگ عبّاس خوابو از چشمام گرفته بدون تو گـم میشم تو، شب و روز و ماه و هفته

یـل کربـلا اباالفـضـل قربون اون قد و بالات فدای خشکی لب هات فدای خشکی لب هات

می شنوم صدای پاتو روی زمین قدم میذاری صدای رقـیّه مـیـاد عـمـوجان کی آب مـیاری



 
درباره وبلاگ

FOLLOW ME ON İNSTAGRAM : im_amiral
موضوعات
آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان
 
   
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران