(...)
JİYANEM KÜRDİSTAN
سه‌شنبه 16 آبان 1391 :: 20:24 ::  نويسنده : rap3nter       

 متهم نظامی امریکا به کشتار غیرنظامیان افغان در ماه مارس اعتراف کرده است

روبرت بيلز در «مرکز ملي آموزش» در «فورت اروين» کاليفرنيا
 

 
 
يکي از نظاميان امريکايي که در کشتار ماه مارس غيرنظاميان افغان در جنوب افغانستان شرکت داشته است، براي نخستين بار در دادگاه نظامي امريکا به جرم خود اعتراف کرده است. 


گروهبان دوم روبرت بيلز Robert Bales ، که در قتل ۱۶ روستايي افغان از جمله ۹ کودک در استان قندهار در ۱۱ مارس ۲۰۱۲ دخالت داشت، به اتهام ۱۶ فقره قتل، شش مورد سوء قصد، هفت مورد حمله، ۲ مورد استفاده از مواد مخدر و يک مورد نوشيدن مشروبات الکلي هنگام انجام وظيفه، محاکمه شده است.

بيلز تنها سرباز امريکايي است که در پرونده کشتار غيرنظاميان افغان در ۱۱ ماه مارس، محاکمه شده است. اين درحالي است که شاهدان و منابع گروه حقيقت ياب افغان گفته‌اند، دست‌کم ۲۰ نظامي امريکايي در اين کشتار دخالت داشته‌اند.

دادگاه بيلز روز دوشنبه (۵ نوامبر، ۱۵ آبان) آغاز شده است و انتظار مي‌رود تا ۲ هفته ادامه يابد.

بعد از اعتراف به جرم متهم، دادستان ژوزف مورس به نقل از بيلز گفت: « بد بود، واقعا بد بود.»

مورس با اشاره به اعتراف متهم در دادگاه، وي را «شفاف، منطقي و پاسخگو » دانست.


سه‌شنبه 16 آبان 1391 :: 20:21 ::  نويسنده : rap3nter       

 

usa

ملت آمریکا برای پشتیبانی دولت کشورشان از رژیم اسرائیل چه هزینه‌ای را پرداخت کرده‌اند؟تنها حمله به نیروی دریایی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم چگونه و توسط چه کسانی انجام گرفته است؟ چگونه حمایت از اسرائیل آمریکا را در بحران نفتی فرو برد؟ برای رازگشایی از این سؤالات با گزارشی ویژه از سایت مشرق همراه شوید.
بسیاری از خطرات بسیار بزرگی که هم‌اینک آمریکایی‌ها با آن مواجه گشته‌اند از "رابطه ویژه" این کشور با اسرائیل نشأت می‌گیرد.

حمایت‌های گسترده آمریکا از رژیم غاصب صهیونیستی باعث گشته میلیاردها دلار هزینه بر مالیات دهندگان آمریکایی تحمیل شود. این امر وجهه اخلاقی آمریکا را در جهان به شدت تخریب نموده، باعث کاهش آزادی‌های داخلی در این کشور گشته و آن را در معرض خطرات فزاینده‌ای قرار داده است. بخش اعظمی از مردم آمریکا – و همچنین کارشناسان دیپلماتیک و نظامی این کشور – مخالف استمرار این رابطه منحصر بفرد هستند. با این حال، لابی اسرائیل به نفوذ منحصر بفرد خود بر عرصه سیاسی آمریکا ادامه داده و خط‌مشی‌های مد نظر خود را در این کشور پیاده می‌سازد.

اتحاد شوم بین آمریکا و اسرائیل تاکنون تنها تأمین کننده منافع صهیونیست‌ها بوده است

در گزارش حاضر به بررسی بخشی از هزینه‌هایی می‌پردازیم که رژیم صهیونیستی و حامیان آن در آمریکا برای پیشبرد اهداف اسرائیل در منطقه بر مردم و دولت آمریکا تحمیل کرده‌اند.


ارتش اسرائیل را مالیات دهندگان آمریکایی تجهیز می‌کنند

از جنگ اکتبر 1973 تاکنون، واشنگتن کمک‌های بلاعوض گسترده‌ای در اختیار رژیم صهیونیستی قرار داده است. این رژیم بزرگترین دریافت کننده کمک‌های سالیانه اقتصادی و نظامی آمریکا از سال 1973 تاکنون و بزرگترین دریافت کننده مجموع کمک‌های اقتصادی و نظامی از جنگ جهانی دوم تاکنون بوده است. مجموع کمک‌های مستقیم آمریکا به اسرائیل در سال 2003 بالغ بر 140 میلیارد دلار بود. اسرائیل هر سال 3 میلیارد دلار به صورت کمک خارجی مستقیم دریافت می‌کند. این رقم تقریبا برابر با یک پنجم کمک‌های خارجی آمریکا است. از نظر سرانه، آمریکا به هر اسرائیلی سالیانه 500 دلار اهداء می‌کند. این در حالی است که هم‌اکنون اسرائیل یک کشور پیشرفته با در آمد سالانه بالا و تقریبا برابر با کره جنوبی و اسپانیا محسوب می‌گردد.

مقایسه کمک روزانه آمریکا به اسرائیل و فلسطین در سال مالی 2009

در گزارش سالیانه "سرویس تحقیقات کنگره" آمریکا با عنوان "کمک‌های مالی خارجی آمریکا به اسرائیل" [برای دانلود گزارش اینجا کلیک کنید] چنین عنوان گشته: "در 20 سال گذشته، آمریکا به تدریج کمک مالی اقتصادی به اسرائیل را تبدیل به کمک‌های فزاینده نظامی نموده است. در سال 2007، آمریکا کمک نظامی را به میزان 150 میلیون دلار افزایش داد. در سال مالی 2012، ما سالیانه 3/09 میلیارد دلار به اسرائیل کمک مالی ارائه کرده‌ایم (به طور میانگین روزانه 8/5 میلیون دلار) و کمک‌های نظامی به این کشور را تا سال 2018 به همین منوال ادامه خواهیم داد."

دلارهای مالیاتی آمریکا در حال تأمین یکی از قدرتمندترین ارتش‌های جهان هستند. بر اساس گزارش "سرویس تحقیقات کنگره": "کمک‌های نظامی آمریکا بالغ بر 18/2 درصد از مجموع بودجه دفاعی اسرائیل را تشکیل می‌دهند." برای دریافت گزارش "سرویس تحقیقات کنگره" در مورد کمک های آمریکا به اسرائیل اینجا کلیک کنید.

دلارهای مالیات دهندگان آمریکایی در حال تقویت یکی از مجهزترین ارتش‌های جهان هستند


پیشرفت صنایع تولیدی تسلیحاتی اسرائیل در سایه کمک‌های آمریکا

برخلاف خط‌مشی عادی آمریکا، اسرائیل در حدود 25 درصد از این کمک‌های اقتصادی را صرف خرید تجهیزات از کارخانجات تسلیحاتی اسرائیلی می‌نماید. بر اساس گزارش سرویس تحقیقات کنگره، "هیچ یک از دریافت کنندگان کمک‌های مالی آمریکا از چنین مزایایی برخوردار نیستند". صنایع تسلیحاتی اسرائیل، به لطف کمک‌های آمریکا، تبدیل به یکی از بزرگترین صنایع تسلیحاتی جهان شده‌اند. "بین سال‌های 2001 تا 2008، اسرائیل یکی از بزرگترین صادرکنندگان تسلیحات در جهان بوده و در مجموع بالغ بر 9/9 میلیارد دلار صادرات تسلیحاتی داشته است."

کمک‌های نظامی آمریکا به اسرائیل (به میلیون دلار)


هزینه واقعی اسرائیل برای مالیات دهندگان آمریکایی

اگرچه به صورت رسمی آمریکا سالیانه بیش از 3 میلیارد دلار کمک مالی در اختیار رژیم صهیونیستی قرار می‌دهد اما این رقم تنها به مانند بخش روی آب یک کوه یخ است. تحقیقاتی که در سال 2002 انجام گرفتند نشان دادند که مجموع هزینه مالی اسرائیل برای آمریکا در آن زمان بالغ بر 3 تریایون دلار بوده است.

در سال 2002، توماس استافر با اندکی محاسبات ریاضی نشان داد که اسرائیل تا آن زمان 3 تریلیون دلار برای مالیات‌دهندگان آمریکایی هزینه در بر داشته است

توماس استافر (Thomas R. Stauffer) یک مهندس و اقتصاددان واشنگتن و استاد دانشگاه واشنگتن‌دیسی با محاسبات خود ثابت کرد اگر چه آمریکا سالانه ۳میلیارد دلار به اسرائیل پول می‌دهد اما عملا ۳ تریلیون هزینه روی دست ایالات متحده می‌گذارد. او پیشنهاد کرد برای نجات مردم آمریکا دولت این مشکل را حل کند. این استاد اقتصاد گفت بودجه رفاه همگانی فقط معادل۶۰ درصد هزینه پرداخت شده برای اسراییل است. بر اساس آمار اقتصاد آمریکا برای اسرائیل به طورمستقیم ۱ تريلیون و ۷۰۰۰ دلار و به طور غیرمستقیم ۱تريلیون و ۳۰۰۰ دلار از طریق بالا رفتن قیمت نفت می‌پردازد. بر اساس آمار، حقوق ۲۷۵ هزار متخصص آمریکايی مساوی کمک سالانه به اسرائیل است. ریچارد نیکسون در زمان حضورش در کاخ سفید گفت ما ۶۰۰ میلیارد دلار در جنگ اسرائیل تولید نا‌خالص ملی را از دست دادیم و ۴۵۰ میلیارد اضافه پرداخت برای واردات نفت داشتیم و هزینه‌های اضافی برای مالیات‌دهندگان بین ۷۵۰ میلیارد تا یک تریلیون دلار بود.[1]


دو نمونه تاریخی از هزینه‌ها و خیانت‌های اسرائیل به آمریکا

کمک‌های نظامی آمریکات به اسرائیل منجر به تحریم نفتی این کشور شدند

"در جنگ موسوم به "یوم کیپور" بین اعراب و اسرائیل، آمریکا طی یک عملیات پنهانی و استراتژیک هوایی با عنوان "عملیات نیکل گراس" (Operation Nickel Grass)، شروع به انتقال تسلیحات نظامی به اسرائیل نمود. از 14 اکتبر تا 14 نوامبر سال 1973، فرماندهی هوابرد نظامی نیروی هوایی ارتش آمریکا در حدود 22/325 تن انواع تانک، توپخانه و مهمات را با استفاده از هواپیماهای ترابری "سی-141 استار لیفتر" (C-141 Starlifter) و "سی-فایو گلکسی" (C-5 Galaxy) به ارتش اسرائیل تحویل داد.

هواپیمای سی-5 گلکسی در حال باراندازی تانک ام-60 در جریان عملیات نیکل گراس

این در حالی است که کشورهای عرب عضو سازمان اوپک هشدار داده بودند اگر کشوری در این جنگ از اسرائیل حمایت نماید تحت تحریم نفتی قرار خواهد گرفت. پس از وعده آمریکا در مورد پشتیبانی گسترده از اسرائیل در 19 اکتبر، کشورهای عرب صادر کننده نفت نیز به هشدار اعلام شده خود عمل نموده و از نفت به عنوان "سلاح" استفاده نمودند. بدین ترتیب آمریکا تحت تحریم‌های نفتی قرار گرفته و برخی کشورهای دیگر نیز مشمول محدودیت‌هایی گشتند. این امر در کنار شکست مذاکرات تعیین قیمت و تولید بین صادرکنندگان و شرکت‌های بزرگ نفتی باعث شد آمریکا دچار کمبود سوخت گشته و در بحران نفتی سال 1973 فرو رود.[2]

در بحران نفتی ناشی از کمک‌های آمریکا به اسرائیل وضعیت چنان وخیم شده بود که مردم آمریکا برای جلوگیری از سرقت سوخت اتومبیل‌هایشان دست به اسلحه برده بودند.

این تحریم‌ها باعث گردید برخی کشورهای اروپایی و ژاپن تصمیم به فاصله گرفتن از سیاست‌های آمریکا در خاورمیانه بگیرند. "شوک نفتی" سال 1973 در کنار سقوط بازار سهام در سال 1973 و 1974 به عنوان اولین رخدادهایی قلمداد می‌گردند که از زمان "رکود اقتصادی بزرگ" تأثیرات اقتصادی پایداری داشته‌اند.[3] این بحران در نهایت پس از عقب‌نشینی اسرائیل از برخی نواحی صحرای سینا و نیز برخی سرزمین‌های متعلق به سوریه پایان یافت.


حمله اسرائیل به کشتی جاسوسی آمریکا

در 8 ژانویه 1967 و طی جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل، کشتی تحقیقاتی-جاسوسی یو‌اس‌اس لیبرتی (USS Liberty) مورد حمله هواپیماهای جنگی و همچنین قایق‌های اژدرافکن اسرائیلی قرار گرفت. در نتیجه این حملات 34 نفر از خدمه کشتی شامل افسران و ملوانان کشتی، دو تفنگدار دریایی و یک غیرنظامی کشته شده و 170 نفر از خدمه نیز زخمی شدند. کشتی نیز متحمل خسارت‌های سنگینی گشت. در زمان حمله، کشتی در آب‌های بین‌المللی در شمال شبه‌جزیره سینا قرار داشت.[4]

تصاویری از آثار حمله به کشتی یو‌اس‌اس لیبرتی

مقامات اسرائیل و آمریکا تحقیقاتی را در این باره انجام داده و هر دو کشور اعلام داشتند که این حمله به صورت اشتباهی و به علت سردرگمی نیروهای اسرائیلی در مورد هویت کشتی یواس‌اس لیبرتی رخ داده است. این در حالی است که بسیاری دیگر، منجمله نجات یافتگان کشتی،‌ این نتیجه‌گیری را رد نموده و اعلام داشتند که کشتی یقینا به صورت تعمدی مورد حمله قرار گرفته است.[5]

سوراخ‌های کنار کشتی به علت انفجار اژدرهای اسرائیلی

اما واقعیت از چه قرار است؟ در آن زمان اسرائیل سرگرم جنگ سوم خود با اعراب بود و همزمان با نیروهای مصری، سوری و اردنی می‌جنگید. مقامات آمریکا نگران از حمله اسرائیل به سوریه متحد شوروی و احتمال واکنش شوروی در صورت حمله اسرائیل به سوریه، تلاش می‌کردند تا از طریق ارسال ناو جاسوسی یو‌اس‌اس لیبرتی که قابلیت شنود تمامی مکالمات راداری، خطوط تلفی و بی‌سیمی و رمز گشایی آنها در شعاع 500 مایلی را داشت، نسبت به تصمیم احتمالی اسرائیل در مورد حمله به سوریه اطلاعات کسب کنند تا در صورت لزوم بتوانند جلوی عواقب ورود شوروی به جنگ را بگیرند. موشه دایان وزیر جنگ وقت رژیم صهیونیستی با اطلاع از ماموریت ناو آمریکایی، دستور هدف قرار دادن ناو را صادر می‌کند.

معترضین در مقابل کاخ سفید

(از خدمه یو‌اس‌اس لیبرتی که توسط اسرائیل کشته شده و آمریکا نیز به آنها خیانت نموده،‌ حمایت کنید)


7500 مقام آمریکایی در راستای منافع رژیم صهیونیستی فعالیت می‌کنند

فرانکلین لمب (Franklin Lamb)، تحلیلگر مسائل سیاسی، در مقاله‌ای که در وب‌سایت پرس‌تی‌وی منتشر شد، اعلام داشت در تحقیقی که توسط جامعه اطلاعاتی آمریکا در اوایل سال جاری انجام گرفته، چنین نتیجه‌گیری شده که منافع ملی آمریکا در تضاد عمیق با منافع اسرائیل صهیونیستی قرار دارد.

به نوشته لمب، "این گزارش یک تحلیل 82 صفحه‌ای با عنوان "آمادگی برای خاورمیانه‌ای بدون اسرائیل" است که در آن اعلام شده، ... اسرائیل هم‌اکنون بزرگترین تهدید در برابر منافع ملی آمریکا است زیرا ماهیت و رفتار این رژیم از برقراری روابط عادی بین آمریکا و جهان عرب و اسلام و همچنین، به صورت فزاینده‌ای، جامعه بین‌المللی جلوگیری می‌کند."


به گزارش جامعه اطلاعاتی آمریکا منافع این کشور در تضادی عمیق با منافع اسرائیل قرار دارد

در این گزارش به وضوح اعلام شده که اسرائیل از طریق جاسوسی و نیز انتقال غیرقانونی تسلیحات آمریکایی در امور داخلی این کشور دخالت می‌کند. "این امر شامل پشتیبانی از 60 سازمان و در حدود 7500 مقام آمریکایی است که در راستای منافع اسرائیل حرکت نموده و سعی در تطمیع و ارعاب رسانه‌ها و سازمان‌های آمریکا دارند."

بنا بر این گزارش، جامعه اطلاعاتی آمریکا معتقد است که رهبری اسرائیل، با برخورداری از پشتیبانی 700/000 شهرک‌نشین غیرقانونی کرانه باختری "به صورت فزاینده‌ای از واقعیت‌های سیاسی، نظامی و اقتصادی خاورمیانه دور می‌شود."

به گزارش جامعه اطلاعاتی آمریکا اسرائیل محکوم به سرنوشتی مشابه رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی است

در گزارش همچنین چنین قید شده است که به علت خط‌شمی اشغالگرایانه و تهاجمی اسرائیل "نمی‌توان از نابودی آن، به مانند آنچه بر سر رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی آمد، اجتناب ورزید."[6]


نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند که بخش اعظمی از آمریکایی‌ها خواهان قطع حمایت بی‌قید و شرط آمریکا از اسرائیل هستند

نظرسنجی‌های متعددی که انجام گرفته‌اند نشان می‌دهند که اکثریت مردم آمریکا خواهان بی‌طرفی کشورشان در مناقشه بین اسرائیل و فلسطین هستند:

بر اساس نظرسنجی مؤسسه بروکینگز، دوسوم مردم می‌خواهند "آمریکا جانب هیچکدام از طرفین را نگه ندارد."[7]

نظرسنجی مؤسسه "افکار عمومی جهان" (World Public Opinion) نشان می‌دهد که 71 درصد مردم مخالف جانبداری آمریکا از اسرائیل هستند.[8]

بر اساس نظرسنجی شبکه ‌سی‌ان‌ان و شرکت نظرسنجی تحقیقات افکار عمومی، 65 درصد آمریکایی‌ها خواهان عدم جانبداری این کشور هستند.[9]

نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند که مردم آمریکا خواهان توقف حمایت کشورشان از اسرائیل هستند

در گزارشی در مورد جمع بندی نظرسنجی‌ها چنین اعلام شده است:

"از دسامبر 1998، مؤسسه گالوپ و چندین سازمان دیگر بارها از پاسخ دهندگان پرسیده اند که آیا آمریکا باید طرف اسرائیل را بگیرد، جانب فلسطین را نگه دارد یا بی‌طرف باقی بماند. بخش اعظمی از پاسخ دهندگان خواستار بی‌طرف ماندن آمریکا هستند. در جولای 2000، 74 درصد آمریکایی‌ها از این موضع حمایت می‌کردند. اندکی پس از 11 سپتامبر 2001، این رقم به 63 درصد کاهش یافت ... سپس در اوایل نوامبر به 70 درصد افزایش یافت (20 درصد خواهان حمایت از اسرائیل بودند). اقدامات نظامی اسرائیل در آوریل 2002 تأثیر اندکی بر این دیدگاه اکثریت گذارد. در ماه آوریل نظرسنجی‌های سی‌ان‌ان/یو‌اس‌ای‌تودی/گالوپ نشان دادند که 71 درصد خواهان بی‌طرفی آمریکا هستند."[10]

علی‌رغم این نظرسنجی‌ها و مخالفت بخش اعظمی از آمریکایی‌ها، دولت این کشور همیشه در حال حمایت از رژیم غاصب صهیونیستی بوده است. لابی‌‌گری‌های گسترده و کمک‌های مالی نظام‌مند لابی اسرائیل در زمان انتخابات باعث شده تا کنگره و دولت آمریکا حمایت بی‌قید و شرطی از اسرائیل به عمل آورند.



 

منبع : مشرق نیوز



سه‌شنبه 16 آبان 1391 :: 20:15 ::  نويسنده : rap3nter       

 



سه‌شنبه 16 آبان 1391 :: 20:12 ::  نويسنده : rap3nter       

 

دکتر ابراهیم فیاض:در سفر اندونزي،در جمع تحصيل‎كردگان دانشگاه، كسي به من گفت اخيرا كتابي خوانده مبني بر اين كه سال 2012 سال جنگ جهاني آخرالزمان است و سبب آن هم اين است كه فلسطيني‎‎هاي مي‎خواهند جهان را به جنگ بكشانند و دنيا مجبور است با آن‎‎ها بجنگد. و آن جنگ نهايي در خاورميانه به وقوع مي‎پيوندد. همه مردم جهان درگير و مورد تهديد هستند. مقدمه آن هم با يك فيلم 2012 شروع شده است

مقدمه آن هم با يك فيلم 2012 شروع شده است تا به‎صورت رواني، افكار عمومي را براي جنگ نهايي در 2012 آماده كنند. اين جنگ در منطقه‎اي به نام آرماگدون (عربي آن اِرمجدون است) كه در 15 كيلومتري مرز لبنان در فلسطين اشغالي يا اسراييل واقع شده است، به وقوع مي‎پيوندد؛ يعني همان جنگي كه وعده داده شده است. به‎عبارت ديگر، جنگ معلوم است، مكانش معلوم است، سيستم توليدش معلوم است و حتي در ارباب حلقه‎‎ها هم بحث را مطرح كرده‎اند. 
آن‎چه در اين بحث حائز اهميت است، اين‎كه آيا اين همه يك تقدير است يا يك سياست‎گزاري؟ بحث اساسي ما در اين‎جا مشخص كردن همين است. اگر كسي اين را تقدير بداند؛ بايد بداند تقدير خدا، شدني است و هيچ‎كس نمي‎تواند از وقوع آن جلوگيري كند؛ و هركس با خدا بجنگد شكست مي‎خورد. زماني‎كه خواب‎گزار فرعون گفت همه پسر‎ها را بايد بكشيد، فرعون تمام پسران بني‎اسراييل را كشت تا آن‎كه موسي به دنيا آمد و در كاخ خود فرعون بزرگ شد و نهايتا فرعون به‎دست همو نابود شد. يعني اگر خدا تقديري را بنا گذاشته باشد، دشمنش در كاخ خود فرعون بزرگ خواهد شد و او را نابود خواهد كرد. داستان اسراييل هم همين‎طور است. دشمن اسراييل در كشور خودش بزرگ خواهد شد و او را نابود خواهد كرد و حتي نظام اقتصاد جهاني مبتني بر يهود و صهيونيسم جهاني را هم از بين خواهد برد؛ و نظام فرهنگي اي نيز كه بر آن بنا كرده‎اند به همين سرنوشت دچار خواهد شد. نظام فرهنگي صهيونيسم يعني همان گلوباليزيشن كه بد ترجمه شده است و هرگز ترجمه‎اش جهاني شدن نيست، بلكه كروي ساختن زمين و به‎صورت كره آموزشي در آوردن زمين است؛ يك كره دست‎آموز كه بشود در آن كاملا دخالت كرد. همه نابود خواهد شد. اما آن‎چه به‎عنوان تفكر غالب در جهان حكم‎فرماست، اين نيست. بنابراين آنان تقدير را قبول ندارند. تفكر حاكم، نشأت گرفته از افكار فراماسونري است. 
پس فراماسونري امروز به‎عنوان مغز يك حركت جديد عمل مي‎كند. يعني مي‎تواند با حركت‎‎هاي معنوي، خدا را مقهور كند آن هم دم صبح! و مي‎تواند در تقدير خدايي و قضاي الهي دخالت كند و اين بزرگترين كاربردش است. همه اين عرفان‎‎هاي مجازي كه امروز مشاهده مي‎شود، عرفان‎‎هاي فرقه‎اي، همه ساختار فراماسونري دارند. تمام شيطان‎پرستي هم ساختار فراماسونري دارد. همه از فراماسونري منشعب مي‎شوند و شاخه‎‎هاي آن هستند براي آن‎كه جهان را به‎وسيله همين عرفان‎‎ها شكل دهند تا بتوانند دنيا را تغيير دهند و در كار خدا دخالت كرده و خدا را مقهور كنند. شيطان‎پرستي و كليساي شيطاني و ساير مباحث همه بر اين مبناست، كه مي‎شود با خدا مبارزه كرد و خدا را مغلوب ساخت و اين آقا بالا سر را از بين برد. همان كاري كه در گذشته با كليسا كردند و خداي كليسا را مقهور كردند و مباحث ماترياليستي را به وجود آوردند. حالا دوباره دارند اين مباحث را دنبال مي‎كنند. بنابراين اين فراماسونري است كه در دنيا به جنگ خدا مي‎رود و تقدير و قضاي الهي را عوض مي‎كند؛ اين بزرگ‎ترين بحث تئوريكش است. 
حال اين‎كه چه كار خواهد كرد بحث مهم ديگري است كه در آن از فقاهتي عرفاني استفاده مي‎كند كه غالبا ريشه در مسيحيت دارند. يعني نمي‎تواند از خود يهود كه كاملا عقلاني است، استفاده كند مخصوصا فقهش. از طرف ديگر هم يهود تنها حدودا نيم‎درصد جمعيت جهان را داراست بنابراين نمي‎تواند جنگ جهاني آينده را به راه بيندازد. بلكه بايد جنگي مثل جنگ صليبي راه بيندازد و مسيحيت را در مقابل اسلام قرار دهد و در جايي مثل بيت‎المقدس كشت و كشتار به راه بيندازد. و اگر موفق نشد به سبك مغول‎‎ها عمل كند. (مغول‎‎ها به جهان اسلام حمله كردند و تا پاي بيت‎المقدس آمده و جهان اسلام را نابود كردند.) پس به سبك آن‎‎ها عمل مي‎كند، با يك حمله صليبي. اين قصه بار‎ها در تاريخ تكرار شده است. پس به‎سراغ فرقه‎‎هاي مسيحيت خواهد رفت، چون آن‎‎ها توان جنگيدن دارند. با وجود انحرافات عرفاني و فرقه‎اي كه دارند مي‎توانند به جهان اسلام حمله كنند و همين را الان از عرفاني‎ترين قسمت جهان مسيحيت يعني ارتدوكس روسيه شروع كرده‎اند. يعني بحث‎‎هايي كه روس‎‎ها هم‎اكنون مبدع آن هستند براي به‎دست آودن صحنه جهاني. اگر با آمريكا همراهي كنند، مي‎توانند سهميه جهاني‎شان را در قدرت‎طلبي‎شان به دست آورند. آمريكا نيز الان در حال تحريك آن‎هاست تا در مقابل خاورميانه بايستد. مثل قصه‎اي كه اخيرا در ايران رخ داد و رييس‎جمهوري‎‎هاي سه كشور برزيل و تركيه و ايران سعي كردند قدرت جهاني جديدي تشكيل دهند. اين‎جا بود كه روسيه به‎شدت پرخاش كرد و به كمك آمريكا رفت و مقابل اين حركت ايستاد تا مبادا منطقه‎اي ايجاد شود غير از منطقه‎اي كه آن‎‎ها بتوانند بر سرش چانه بزنند. 
پس جنگ آينده، جنگ اسلام و مسيحيت و مسيحيت عرفاني و اسلام با يهوديسم جهاني در خاورميانه است، براي به‎دست آوردن صحنه جهاني. البته اين ساختاري است كه آن‎‎ها به‎شدت دنبالش هستند و هر حركتي را كه توسط ديگران انجام شود، به‎شدت سركوب مي‎كنند. پس جنگ خواهد شد بر سر يك جهاني كه هرمي است، جهاني كه از بالا تا پايين واقع شده است، بالاي هرم يك چشم است كه چشم دجال است. در فراماسونري هم همين چشم وجود دارد؛ نمادش را هم در آمريكا، در واشنگتن و جا‎هاي ديگر ساخته

منبع: سایت دانشکده صدا و سیما قم



 سلام دوستان

از فراماسونری چیزی میدونید؟!

آیا میدونید که در پشت صحنه خیلی از وقایع جهانی ِ چند قرن اخیر ، این گروه از شیطان پرستها قرار دارن؟؟

میدونید بزرگترین آرزو و هدف فراماسونرها این هست که در آخرالزمان ، شیطان و تباهی رو بر زمین حاکم کنند؟؟

 

 

آیا میدونستید که  تمام رؤسای جمهور آمریکا به غیر از سه نفرشون، عضوی از این تشکیلات بودند؟

 

چند مثال از روسای جمهور ماسونی:

 

 

جمهوریخواه: جرج بوش پدر, جرج بوش پسر                     دموکرات : لیندون جانسون, بیل کلینتون

(هر دو عضو گروه اسکلت و جمجمه بوده اند.)

 

 

روسای جمهور ضد ماسونی:

 


آبراهام لینکلن                                        اولیسس گرانت                            جان.اف.کندی

 

نکته ی مهم و بحث برانگیزی که جلب توجه می کنه، این  هست  که  چرا  از  بین  3 رئیس جمهور ضد ماسون ، 2 نفرشون ترور شدند ، در  حالی که از بین اینهمه روسای جمهور ماسونی کسی ترور نشده است؟!

 

 


پوسته ای که ظاهرآ برای محرم و عاشورا طراحی شده، اما یکی از معروفترین نمادهای فراماسونری دقیقآ در وسط اون قرار داده شده!!

متأسفانه برخی از دوستان هم به خاطر بی اطلاعی یا کم توجهی ، دارن از این پوسته استفاده میکند...

قسمت بالایی ِ پوسته که نماد معروف فراماسونرها در اون قرار داره، این هست:

 


متوجه نماد "ستاره شش گوش" در وسط طرح شدید؟!

 

 

 

جهت اطلاعتون ، مطلبی در مورد « ستاره ی شش گوش » ، نماد بحث برانگیز  فراماسونرها:

 

 


مراسم ماسونی افراد رده پایین لژ (به دو علامت ستاره 6 گوشه در بالای در ورودی لژ توجه فرمایید.)


این علامت در افکار عمومی به عنوان نماد «یهودی ها» شناخته شده است و به آن « ستاره ی داوود » یا « مهر سلیمان » هم می گویند؛ ولی در حقیقت این نماد جزء نمادهای الحادی بوده که بر اساس تفکرات الحادی  مصر باستان  ساخته  شده  است و نماد تعادل طبیعت بین زن و مرد، طبع سرد و گرم، الهه های  ماه و خورشید  و.... است.  البته علامت مذکور در مکتب های الحادی دیگر، مانند هندوییسم و دیگر  مکتب های شرقی نیز با مفاهیم مشابهی به کار می رود. نکته ی  مهم این  است که این تفکر تعادل عالم خلقت، متفاوت با دیدگاه اسلام است.  در اسلام نیز مفهوم تعادل وجود دارد، اما در دیدگاه  اسلامی،  این تعادل مخلوق خداوند یکتاست.  امّا در  مکاتب شرک آمیز نامبرده، این تعادل را خدایان مختلفی با کمک هم  ایجاد  کرده اند.  برای مثال در تفکر مصر باستان، از امتزاج قدرت خدایان Isis  و Osiris ، تعادل در عالم خلقت ایجاد شده است.


 
ستاره 6 گوشه : نماد تعادل خلقت از دیدگاه مکاتب شرک آمیز

 


نکته ی عجیبی که وجود دارد، این است که  شیطان پرستان نیز علامت مذکور را قویترین علامت خود می دانند و از  آن  در  مراسم  شیطانی  خود  استفاده  می نمایند.  در  کتاب «Web of Darkness : شبکه ی تاریکی»  اثر Sean Sellars  (شیطان پرست معروف) در زیر این علامت نوشته شده است :

 

 


« این   علامت، قوی ترین  علامت در شیطان پرستی است.  ستاره ی شش گوشه  از شش ضلع، شش گوشه (زاویه) و شش مثلث کوچک درست شده است که معرّف عدد  666 می باشد. »  این  عدد  در  بین  مسیحیان و  نیز شیطان پرستان عددی ویژه   و  خاص  است  و نشان دهنده ی  دجال یا   Antichrist می باشد.

هدف اصلی شیطان پرستان و فراماسونها به حکومت رساندن Antichrist  است؛  به همین دلیل است  که ستاره ی شش گوش، بهترین و قوی ترین  نمادشان  محسوب می شود.

 در ادامه  در  کتاب  نوشته  شده  است  که  حتی  کلمه ی  « hex »   که  در  زبان انگلیسی به معنی  نفرین  و  تلاش  برای  آسیب رساندن می باشد، از کلمه ی « HEXAGRAM :  ستاره ی  شش گوش » گرفته شده است. » (منبع این مطلب)


خب حالا که کمی با این نماد آشنا شدید ، به نظر شما هدفشون از قرار دادن این نماد در پوسته ای که ظاهرآ برای محرّم هست چیه؟؟

چرا باید نمادهای الحادی رو در بین نمادهای مقدس ما و مسئله عاشورا قرار بدهند؟!!

بهتره بدونید که این کار فراماسونرها ، چیز جدیدی نیست! چرا که تابحال نشون دادند که در قرار دادن ِ نمادهای ماسونی در طرح ها و نمادهای مهم فرهنگها و مکتب های مختلف، بناهای مهم و ... ، تبحر خاصی دارن!!

ماسونها یکی دیگه از معروفترین نمادهاشون که "چشم جهان بین" هست رو سالهای سال هست که بر روی طرح دلار آمریکا قرار دادند!!

 

 

 

 

یا بارز ترین نماد شیطان _ همون چیزی که در مناسک حج صدها سال هست که حجّاج باید بهش سنگ بزنند _ رو با شکوه خاصی در جاهایی مثل واشنگتن یا پارک مرکزی نیویورک و دیگر شهرهای بزرگ جهان ساختند!!

 

Obelisk پارک مرکزی نیویورک            بنای یادبود ماسونی جرج واشنگتن             Obelisk مقبره یکی از فراعنه

 

ابلیسک(obelisk) ، واشنگتن


البته ناگفته نماند که دولت سعودی چندی پیش ، خیلی بی سر و صدا این بنای باستانی که اصلی ترین نماد شیطان بود رو به یه دیوار تبدیل کرد!! (بدین ترتیب ، دیگه به نماد شیطان سنگ زده نمیشه...)

 


خب! پس نباید از اینکه فراماسونرها دست از سر عاشورا هم بر ندارن تعجب کنیم! می بینیم که حتی  اومدند و برامون دارن پوسته محرّم طراحی میکنند!!!

و خیلی استادانه، نمادهای الحادی خودشون رو با فرهنگ و نمادهای مذهبی ما خلط میکنند!

حرف راجع به این موضوع خیلی زیاد هست! مدارک و شواهد بسیار زیادی راجع به نفوذ گسترده فراماسونرها در دنیا و اهداف شومشون هست!! که اگه بخوام این موارد رو بگم  نیاز هست که چندین لاگ طولانی ایجاد کنم!!

پس فعلآ هر کسی که اطلاعات و سند و مدرکهای بیشتری راجع به این چیزهایی که گفتم میخواد ، به سایت "وعدۀ صادق" بره و خوب و با دقت ، مطالبش رو بخونه!!

حجم انبوهی از اطلاعات دقیق ، همراه با سند و مدرکهای متعدد ، در این سایت منتظر کسانی هست که جویای حقیقت باشن :

http://www.alvadossadegh.com/fa/article/42-freemasonry/61-1388-05-14-11-19-45.html


به هر حال ، اگه دیدید کسی چنین پوسته ای داره حتمآ بهش تذکر بدید و میتونید برای اینکه آگاه بشه بگید بیاد این مطلب رو بخونه.

کلّا مراقب باشید و اگه نمادهای این گروه شیطان پرست رو در جایی دیدید ، مخصوصآ در مکانهای مذهبی و فرهنگی ، دقت به خرج دیدید و بی تفاوت از کنارش نگذرید!!



سه‌شنبه 16 آبان 1391 :: 20:01 ::  نويسنده : rap3nter       
از موسيقي تا جادو
شيطان پرستي در ايران
جام جم آنلاين: شيطان‌پرستي در ايران موضوعي است كه به ويژه در سالهاي اخير سخنان بسياري درباره آن مطرح شده و اخبار زيادي از دستگيري طرفداران آن انتشار يافته است اما واقعيت چيست؟، آيا ما شيطان‌پرستي داريم؟ و اصولا، شيطان‌پرستها چه مي‌گويند و چه مي‌خواهند؟ گزارشي را كه پيش رو داريد در ويژه‌نامه «سراب» ضميمه رايگان روزنامه جام‌جم كه امروز سه‌شنبه انتشار يافت، به چاپ رسيده است.

 از ابتداي پيدايش انسان تا به حال شيطان‌پرستي به شكل‌ها و گونه‌هاي مختلف وجود داشته است. به همين خاطر محققان براي تفكيك خصوصيات و ويژگي‌هاي آنها انواع مختلفي از آن را با نام‌هاي شيطان‌پرستي ديني، شيطان‌پرستي گوتيك، شيطان‌پرستي فلسفي و ... برشمرده‌اند.

شيطان‌پرستي رايج در دنيا در حال حاضر منسوب به تفكرات شخصي به نام آنتوان زندورلاوي است كه كليساي شيطان را در سال 1966 بنيان نهاده است.

در حال حاضر شيطان‌پرستي در دنيا توسط 3 دروازه يا بهتر بگوييم 3 عامل يا حامل وارد كشورها مي‌شود:

1 - كليساهاي شيطاني

2 - جادوگري

3 - موسيقي بلك متال

ما در ادامه به توضيح يك يك آنها مي‌پردازيم و خواهيم گفت كه شيطان‌پرستي توسط كدام يك از آنها به كشور ما وارد شده است و چه خصوصياتي دارد.

كليساي شيطان

اولين كليساي شيطاني را آنتوان زندورلاوي تاسيس كرد. در افكار و عقايد او انسان‌محور و مركز عالم هستي است و اين انسان است كه خدا را مي‌سازد. او به ولايت كسي يا چيزي با نام شيطان اعتقاد نداشته و انسان را حاكم بر خدا و شيطان مي‌داند.

اصول شيطان‌پرستي آنتوان لاوي

1 - در شيطان‌پرستي خدايي وجود ندارد و هر انساني خود يك خداست.

2 - عدم پرستش شيطان (ابليس)‌، زيرا شيطان جسم نيست و وجود خارجي ندارد.

3 - ضد مذهب بودن، خصوصا مذهبي كه اعتقاد به زندگي پس از مرگ دارند.

4 - اعتقاد به لذت بردن در حد اعلاي آن زيرا تمام لذات در خوشي دنيايي است و اين خوشي‌ها خصوصا لذات جنسي پتانسيل لازم را براي كارهاي روزانه آماده مي‌كنند.

او قواعد 11گانه و نيز گناه‌هاي 9گانه‌اي را براي شيطان‌پرستان تنظيم كرده است ولي آنچه مردم بعدها از شيطان‌پرستان در جهان مي‌بينند به هيچ‌وجه با اين قوانين و گناه‌ها سازگار نبوده بلكه بر ضد آنها است.

مثلا در مورد قتل، تجاوز، قرباني‌كردن، حيوان‌آزاري، كودك‌آزاري و...، آنتوان لاوي آن را قبول نداشته و در فرامين خود آنها را رد كرده است. ولي در حال حاضر مراسم شيطان‌پرستي چيزي به جز انجام اين اعمال نيست.

همه اينها نشان از تناقض‌گويي‌هاي آنتوان لاوي و پيروانش دارد. (در شيطان‌پرستي افكار و عقايد و نظرات در حال تغيير و از نسبيت برخوردار هستند.) البته همه آنها اين خصوصيت خود را قبول داشته و به آن معتقد هستند. آنها معتقدند كه چون ما خودمان خدا هستيم پس هر كاري بخواهيم انجام مي‌دهيم و اين مسخره است كه يك شيطان‌پرست به قانون يا مقرراتي پايبند باشد.

ولي جاي تعجب دارد كه اگر آنها خود را خدا و آزاد از هر چيز مي‌دانند پس چرا قوانين و مقررات و گناهاني براي پيروان خود ايجاد ايجاد كرده‌اند. تيم برتون جمله جالبي درباره شيطان‌پرستان دارد: شيطان‌پرستي آنارشي احمق‌هاست.

اين اختلافات و تناقضات زمينه‌ساز بروز مشكلات زيادي در بين رهبران و پيروان شيطان‌گرايي شده است به شكلي كه در سال 1975 شخصي به نام مايكل آكينو از كليساي شيطان جدا شد و معبدي را با نام معبد ست‌ بنيان نهاد. او برخلاف آنتوان لاوي به خدايي با نام شيطان اعتقاد داشت.

جادوگري

جادوگري قرن‌هاست كه در غرب (اروپا و آمريكا)‌ طرفداران زيادي داشته است. جادوگران غربي كه تنها عده كمي از آنها اصلا گرايشات شيطاني ندارند، در تلاش هستند تا با ارتباط با ارواح مردگان، اجنه يا شياطين، به قدرت‌هاي ماورايي شيطاني دسترسي يابند. در قرون وسطي عده بسيار زيادي از جادوگران توسط كليسا سوزانده شدند چرا كه كليسا معتقد بود آنها در پي ارتباط با شياطين قادر به دخالت در امور مادي و دنيوي هستند و نيروهاي غيرمادي خود را از منابع پليد به دست مي‌آورند. در عصر حاضر جادوي سياه يا همان بلك‌مجيك يكي از اركان و مراسم اصلي شيطان‌پرستان است و در كشورهايي چون انگلستان و آمريكا علاقه‌مندان بسياري دارد. جادي سياه به غير از كليساي شيطان توسط اساتيد خبره در دوره‌هاي آموزشي و كلاس‌هايي به علاقه‌مندان آموزش داده مي‌شود.

در حال حاضر علت اصلي ورود عده‌اي از جوانان به گروه‌هاي شيطان‌پرست يادگيري بلك‌مجيك (جادوي سياه)‌ است. جادوي سياه از مراسم آييني آفريقاييان به آمريكا آمده و در حال حاضر بيش از همه جا در كليساهاي شيطاني تعليم و تحصيل مي‌شود. بيشتر وردها و ابزار و مراسمات اين نوع جادو داراي علائم و نشانه‌هاي شيطاني هستند.

در دهه‌هاي بعد از جنگ جهاني اول فضاي اجتماعي اروپا و آمريكا به انواع تبليغات و ابزار و حتي بازي‌هاي جادوگري مانند ويجي‌برد آلوده است.

ويجي‌برد كه يك وسيله پيشگويي است در مراسم احضار ارواح استفاده مي‌شد تا سال 1967 فروش ويجي‌برد از مناپلي كه پرفروش‌ترين اسباب‌بازي بود بيشتر شد. اين خود نشان از استقبال مردم غرب به جادوگري است كه در سالهاي اخير مصداق آن را در كتاب و فيلم‌هاي مرتبط با جادوگري مانند هري‌پاتر ديده‌ايم.

خوشبختانه جادوگري غربي كه ما آن را بلك مجيك و انواع وسايل ديگر مانند ويجي برد و... مي‌شناسيم هنوز وارد ايران نشده و شايد تنها جوانان ما نام آن را از كتاب‌ها يا فيلم‌هاي هري پاتر شنيده باشند.

موسيقي بلك‌متال

شيطان وقتي كليساهاي شيطان و جادوگري را ناتوان در تبليغات ديد دروازه‌اي ديگر ساخت و آن موسيقي است.

دو دروازه جادوگري و كليساهاي شيطان‌ جهت تبليغات خود در سطح جهان داراي محدوديت‌هاي فراواني هستند. براي مثال كليساهاي شيطان تنها در چند كشور جهان موجود هستند. يا در مورد جادوگري كه تنها كشورهاي غربي از آن استقبال كرده‌اند و كشورهاي شرقي به خاطر عدم همخواني زبان آن با فرهنگ شرق اصلا از ان استقبالي نكرده‌اند.

همين مسائل باعث شده كه اين دو دروازه در قياس با موسيقي كمترين مشتريان را براي گرايش به شيطان‌پرستي داشته باشند. حال آن كه در حال حاضر موسيقي بلك متال در همه كشورهاي دنيا مخاطب و علاقه‌مند دارد و اين به خاطر آن است كه موسيقي، زباني بين‌المللي دارد و داراي ظرافت‌هاي هنري فريبنده و اغواكننده است كه مي‌تواند به‌راحتي بر احساسات مردم تاثيرگذار باشد.

علت ديگر هم راحتي دسترسي به آن است به شكلي كه به‌راحتي مي‌توان آن را توسط همه رسانه‌ها و همه ابزارهاي رسانه‌ها در همه جا در اختيار مخاطب قرار داد.

لازم به ذكر است كه اين 3 دروازه در دنيا داراي مخاطبان خاص و مخصوص خود هستند. مثلا شيطان‌پرستاني كه از طريق كليساي شيطان‌ به شيطان پرستي گرايش پيدا كرده‌اند، از همه نظر چه از نظر سن، جنس، نژاد و اهداف، خواسته‌ها و... با شيطان‌پرستاني كه از طريق جادوگري و يا از طريق موسيقي جذب شيطان‌پرستي شده‌اند تفاوت دارند.

البته از نظر تعاليم و اعتقادات نيز كليساي شيطان و موسيقي بلك متال اختلافات زيادي دارند:

مثلا در مورد كليساي شيطان، آنتوان لاوي در قوانين 11گانه و آيات 9گانه خود قرباني كردن انسان، قتل، تجاوز، حيوان‌آزاري و كودك‌آزاري را رد كرده است.

در صورتي كه در موسيقي بلك متال همه جور جرم و جنايتي انجام مي‌پذيرد و هيچ استثنا و مورد نهي شده‌اي وجود ندارد.

مورد اختلاف ديگر موادمخدر است. مثلا آنتوان لاوي شيطان پرستان را از مصرف آن برحذر مي‌دارد و معتقد است مصرف آن براي انسان‌هاي ضعيف مي‌باشد نه انسان قدرتمندي چون يك شيطان‌پرست، در صورتي كه در موسيقي متال اصلا اين‌گونه نيست و الان بزرگ‌ترين پايگاه تبليغاتي مواد مخدر در جهان موسيقي متال است.

لازم به ذكر است كه اگرچه آنتوان لاوي در تئوري‌هاي خود مسائلي مانند قرباني كردن را رد كرده ولي عملا چه خود او و چه پيروانش پايبندي‌ها را به قوانين و مقررات بيان شده نقض كرده و به آن معتقد نيستند.

اصولا در شيطان‌پرستي هيچ حكم و قانون ثابتي نمي‌توان يافت و همه احكام و عقايد نسبي هستند و اختلاف و تناقض در عقايد و رفتار در بين آنها امري منطقي و طبيعي است.

اگر تناقض‌ها و اختلافات را در كليساي شيطان‌ بتوان تحمل كرد تناقض و اختلافات در موسيقي بلاك متال بسيار گستردهتر است. چرا كه در آن با توجه به گستردگي مخاطب و تعداد بسيار زياد گروهها در همه كشورهاي جهان، هر كسي ساز خودش را مي‌زند.

در اين نوع موسيقي جهت بالا بردن تعداد مخاطبان و به‌‌تبع آن ميزان فروش كاست‌ها، خوانندگان و نوازندگان دست به هر كاري مي‌زنند و هر كليپي كه بخواهند و بتوانند بسازند مي‌سازند و به هيچ‌كس و هيچ چيز مقيد نيستند.

موسيقي بلك متال، متال مخلوطي از موسيقي و نمايش است براي همين معمولا گروه‌ها علاوه بر ارائه موسيقي خود، اعمال و رفتار نمايشي نيز ارائه مي‌دهند.

براي همين صحنه موسيقي اين گروه‌ها محل اجراي همه نوع نمايشي شده است مثلا يك گروه بر روي صحنه خودزني مي‌كند، گروه ديگر خونخواري مي‌كند، گروه ديگر مرده‌خواري و همين طور اعمالي مانند: منفجر كردن حيوان با ديناميت، نصف كردن يك زن با اره (حقه‌هاي نمايشي)،‌ آتش زدن انسان، آتش زدن انجيل، انجام اعمال جنسي منحرفانه و ... البته عجيب و غريب بودن اين گروه‌ها فقط در دكور و مسائل نمايشي نيست بلكه در محتوا نيز به همين صورت مي‌باشد.

مثلا خواننده‌اي خود را ضد خدا معرفي مي‌كند، خواننده‌اي ديگر خود را ضد دين، ديگري ضد انسان و همين طور ضدهايي مانند: ضد دنيا، ضد قانون، ضد زن، ضد جنگ، ضد دولت و ...

مثلا خواننده‌اي كه خود را  ضدبشر معرفي مي‌كند سعي مي‌كند در اشعار يا كليپ‌هاي خود اين تفكر را تبليغ كند كه مثلا ما بايد خودكشي كنيم، يا اين كه بايد نسل بشر را از بين برد يا اين كه پدران و مادران نبايد ما را به وجود مي‌آوردند و ...

البته عموما اين افكار كمتر توسط نوازندگان و خوانندگان به مرحله اجرا درمي‌آيند و بيشتر توسط مخاطبان آنها  عملي مي‌شوند. خواننده يا نوازنده بعد از اجرا سوار ليموزين خود شده و به ويلاي خود مي‌‌روند اما اين مخاطب كم‌سن و سال آنهاست كه تحت تاثير افكار يا كليپ‌ها قرار گرفته و آسيب‌هايي را براي خود و جامعه پديد مي‌آورد البته پاره‌اي از اين تفكرات عملي شده‌اند. مثلا ضدزن‌ها اقدام به دزديدن يا كشتن دخترها و زن‌ها كرده‌اند يا ضدبشرها اقدام به خودكشي دسته‌جمعي كرده‌اند، يا ضدمسيحي‌ها اقدام به آتش زدن كليساها يا كشتن كشيش‌ها كرده‌اند. مثلا در مورد اخير خواننده‌اي به نام ورك ويكرنس كه از شهرت جهاني برخوردار است و همه او را با نام بارزام مي‌شناسند، در سال 1992 اقدام به آتش زدن چند كليسا از جمله كليساي فانتوف كرد. او بعد از اين اتفاق دستگير و روانه زندان شد و در حال حاضر نيز دوران محكوميت خود را سپري مي‌كند.

البته لازم به توضيح است كه همه گروه‌هاي موسيقي متال، شيطاني نيستند بلكه حتي تعداد انگشت‌شماري گروه‌هاي معتقد به خدا نيز در آنها  پيدا مي‌شود. يا اين كه بعضي از گروه‌ها مانند متاليكا نيز وجود دارند كه در اشعار خود مسائل و مشكلات اجتماعي و سياسي روز را مطرح مي‌كنند، مثلا در اين مورد آلبوم «و عدالت براي همه» متاليكا قابل توجه است. حتي تعدادي از گروه‌هاي متال نيز وجود دارند كه در اشعار خود عليه ظلم و فساد دولت‌هاي مستكبري مانند آمريكا و اسرائيل سخن رانده‌اند.

مثلا گروه سپولترا، كليپي با نام «سرزمين» ساخته كه در آن از ظلم اسرائيل عليه ملت فلسطين سخن گفته است . البته بخش قابل توجهي از اين موسيقي را كليپ‌ها و آهنگ‌هاي ضدجنگ تشكيل مي‌دهند.

موسيقي متال در ابتداي شكل‌گيري آن، برخلاف زمان حال نوعي موسيقي ضد جنگ بوده كه تم اصلي آن مبارزه با دولت آمريكا و جنگ‌طلبي‌هاي آن بوده است. اين موسيقي در ابتدا پيام‌آور صلح و دوستي بوده است.

موسيقي متال خود داراي زيرسبك‌هاي مهمي مانند هوي‌متال، دث‌متال، تراش‌متال، بلك متال و انواع زيرشاخه‌هاي ديگر است. موسيقي هوي‌متال نسبتا از نظر محتوايي نسبت به سبك‌هاي ديگر ملايم‌تر است ولي از جنبه كفر و شرك هيچ سبكي به پاي بلك‌متال نمي‌رسد.

موسيقي بلك‌متال در دنيا بزرگ‌ترين پايگاه تبليغاتي شيطان‌پرستي است به حدي كه حتي جادوگري و كليساي شيطان نيز به پاي آن نمي‌رسند.

شيطان‌پرستي در ايران

شيطان‌پرستي در ايران تنها از طريق موسيقي بلك‌متال طرفداراني را جذب خود كرده است و دليل گرايش برخي جوانان به آن نيز نفوذ اين موسيقي به داخل كشور است.

اين نوع شيطان‌پرستي از طرف شيطان‌پرستان حقيقي با نام شيطان‌پرستي تفنني شناخته مي‌شود؛ چرا كه بعضي از خصوصيات و اصول شيطان‌پرستي كليسايي را دارا نبوده و بيشتر محصول صنعت موسيقي و جذابيت‌هاي نمايشي همراه با آن است.

البته ناگفته نماند كه در ايران تعداد كمي شيطان‌پرست واقعي يا كليسايي نيز وجود دارد كه عموما از نظر سني بالاي 30 سال دارند و عمدتا با خارج از كشور در ارتباط هستند.

آنها در تلاش هستند برخلاف شيطان‌پرستان موسيقيايي، اعتقادات خود را پنهان كنند. در ايران و خارج از آن گروه‌هايي هستند كه به اشتباه از طرف مردم به عنوان شيطان‌پرست شناخته مي‌شوند. اين دسته گروه‌هايي هستند كه رويكرد خاصي به خدا و اديان دارند و اصلا گرايشات شيطاني ندارند. مثلا گروه‌هاي ضدمسيحي كه عده‌اي از آنها منكر وجود حضرت مسيح نيستند و با مسيحيت رواج يافته در عصر حاضر مشكل دارند. اين گرايش‌ها در مورد اديان ديگر هم صادق است. در مورد خدا نيز عده‌اي هستند كه اصلا گرايشات شيطاني نداشته بلكه ديدگاه‌هاي خاصي درباره وجود خدا دارند. مثلا گروهي كه طبيعت‌پرست هستند و...

بهتر است علاقه‌مندان موسيقي متال را به 2 گروه عمده تقسيم كنيم:

1 - گروهي كه علاقه‌مند به موسيقي متال هستند ولي شيطان‌گرا نيستند. اين گروه ممكن است هرگز وارد جريان‌هاي شيطان‌گرا نشده باشند يا اين كه زماني در گذشته آن هم در سنين جواني وارد گروه‌هاي شيطان‌گرا شده‌اند، ولي در حال حاضر گرايشات شيطاني ندارند.

اين گروه عموما از نظر سني، تحصيلات و وجهه اجتماعي در سطح بالاتري از گروه دوم قرار دارند.

اين گروه بيشتر از آن كه شيطان‌گرا باشند، افراد فاقد گرايشات مذهبي و عده زيادي از آنها لائيك هستند.‌

اين گروه در كشور بيشتر در بين نويسندگان، نوازندگان يا خوانندگان حرفه‌اي اين موسيقي ديده مي‌شوند و بيشتر فعاليت‌هاي تبليغي يا فرهنگي موسيقي متال توسط اين گروه انجام مي‌پذيرد.

اين افراد كمتر در پارتي يا پارك‌ها يا فعاليت‌هاي گروهي شركت مي‌جويند و رفتارهاي ضداجتماعي و ضداخلاقي در بين آنها كمتر ديده مي‌شود. اين افراد بيشتر در حد لباس و مد و تيپ با گروه دوم شباهت دارند و سعي دارند از برخوردهاي جلف و نمايشي پرهيز داشته باشند.

2 گروهي كه علاقه‌مند به موسيقي متال و شيطان‌گرا هستند. اين گروه به قول افراد گروه اول، غيرحرفه‌اي هستند چرا كه با اين موسيقي برخورد محتوايي دارند و بيشتر جذب نمايش‌ها و شوهاي همراه با اين موسيقي شده‌اند.

موسيقي متال در ايران

موسيقي متال از سال‌ها پيش همزمان با شيوع اين موسيقي در ديگر كشورهاي جهان در داخل وجود داشته است. براي مثال فيلم پرسپوليس ساخته مرجان ساتراپي نشان مي‌دهد كه بعد از انقلاب در تهران در سال‌هاي حدود 1363 كليپ‌هاي شيطاني گروه آيرن ميدن به فروش مي‌رفته است.

به طور جدي اين موسيقي از سال‌هاي 1370 به بعد در داخل (بيشتر تهران)‌ جايگاه ويژه‌اي را بين مخاطبان باز مي‌كند.

فيلم سراب محصول روايت فتح، شاهد خوبي براي اين ادعاست. در اين فيلم نشان داده مي‌شود كه حتي خودزني، يا بي‌ديني يا حتي موسيقي رپ در سال 1372 رواج داشته است.

در فيلم با دختري مصاحبه شده كه او مي‌گويد: خدا را قبول ندارد و براي جرايمي كه تا الان مرتكب شده است، اعدام مجازات كمي است. حتي در ادامه تصاويري از خودزني او كه قبلا نام گروه شيطانيSlayer  را بر روي دستش حك كرده بوده، نشان داده مي‌شود.

به طور يقين در آن زمان كليپ گروه‌هاي شيطاني همچونSlayer  و آيرن ميدن به صورت قاچاقي يا بعدها از طريق ماهواره بين جوانان پخش مي‌شده است، البته اگرچه در حدود سال‌هاي 1370 اين موسيقي در كشور رواج داشته ولي شيطان‌گرايي به شكل امروزين آن رواج نداشته است.

منظور اين است كه شايد در آن زمان بي‌ديني و دين‌گريزي همراه با مسائل ديگري مثل خودزني، خونخواري و... به صورت محدود در كشور وجود داشته ولي شيطان‌گرايي به صورت امروزين آن، به شكلي كه مثلا جوانان علاقه‌مند اقدام به راه‌اندازي گروه يا تشكيل ميتينگ و پارتي كنند، وجود نداشته است.

در آن زمان اين موسيقي بيشتر از آن‌كه با سبك‌هاي پرخطري مثل بلك متال در كشور رايج باشد، با سبك هوي متال و آن هم گروه‌هايي مثل متاليكا طرفداراني داشته است.

مي‌توان گفت كه جرقه‌هاي شيطان‌پرستي از زماني در كشور زده مي‌شود كه جوانان در مورد اين موسيقي‌ها به وسيله كتاب يا نشريات، تغذيه فرهنگي مي‌شوند.

از حدود سال‌هاي 1373 به بعد كم‌كم كتاب‌ها و نشريات از موسيقي متال سخن مي‌گويند تا اين كه  از سال‌هاي 1375 به بعد موج گسترده‌اي از كتاب‌هاي اشعار اين گروه‌ها وارد بازار مي‌شود. بعد از انتشار كتاب‌ها چند اتفاق عمده رخ مي‌دهد:

1 - اطلاعات علاقه‌مندان نسبت به موسيقي بالا رفته و به صورت سازمان يافته‌تر عمل مي‌كنند.

2 - تمايل جوانان براي تشكيل گروه‌هاي موسيقي و غيرموسيقي بيشتر مي‌شود و به عبارتي، علاقه‌مندان در گرايش به اين موسيقي همگراتر مي‌شوند.

همزمان با انتشار كتاب‌ها، آموزش و يادگيري اين موسيقي و به دنبال آن كنسرت دادن و اجرا گذاشتن نيز شروع مي‌شود. در كنار انتشار كتاب‌ها و اجراي كنسرت‌هاست كه ميتينگ‌هاي گفتگو يا افرادي مانند ليدر يا سرگروه خود را نشان مي‌دهند.

ليدر در گروه كسي است كه از نظر اطلاعات موسيقيايي و اعتقادي يا از نظر داشتن آرشيو صوتي تصويري گروه‌هاي مختلف موسيقي از بقيه قوي‌تر است. البته در خود علاقه‌مندان اصلا چنين اصطلاحي يا معادل آن وجود ندارد. ولي معمولا در اين گروه‌ها علاقه‌مندان تحت نظر فردي به فعاليت مي‌پردازند كه واجد يكي از دو خصيصه بالاست. ميتينگ‌ها هم جايي هستند براي تبادل نظر يا بحث و گفتگو يا به قول خود علاقه‌مندان محل «كل‌كل كردن»‌.

در ميتينگ‌ها علاقه‌مندان به اطلاعات فروشي اقدام مي‌كنند و در نشان دادن قدرت خود به اعضا يا گروه‌هاي ديگر به رقابت مي‌پردازند.

محل ميتينگ‌ها عموما فضاهاي سر باز مانند پارك و ... مي‌باشد. اين محل‌ها در هر شهر يا منطقه جاهاي شناخته شده و مشخصي هستند. محل ميتينگ‌ها كه از آنها به عنوان پاتوق هم ياد مي‌شود، عموما از طريق نيروهاي امنيتي شناخته شده، هستند ولي عملا در اين مناطق امكان از بين بردن پاتوق‌ها وجود ندارد. چرا كه برخورد نيروهاي انتظامي يا امنيتي موقتي و موضعي است و اين برخوردها نيازمند برخورد همزمان از طرف خانواده و مسوولان است.

عموما علاقه‌مندان از طريق اينترنت از زمان و مكان ميتينگ با خبر مي‌شوند و به صورت آف‌‌لاين يكديگر را مطلع مي‌سازند. بعضي از مواقع تعداد افراد حاضر در ميتينگ به 50 تا 150 نفر هم مي‌رسد. البته بعضي از ميتينگ‌ها در خانه‌هاي علاقه‌مندان نيز برقرار مي‌شود.

مخاطبان موسيقي‌ متال

علاقه‌مندان موسيقي متال داراي گروه سني مشخصي هستند. اين رنج سني از حدود 14 12 سالگي شروع و عموما به 30 28 ختم مي‌شوند. بندرت اتفاق مي‌افتد كه اين جوانان بعد از سن 30 سالگي يا ازدواج، به علاقه‌مندي خود به اين موسيقي‌ها ادامه دهند.

سن شايع علاقه‌مندان 24 ‌16 مي‌باشد و نسبت حضور دختران به پسران در اين موسيقي حدودا يك به 10 مي‌باشد و اين به خاطر سبك و شكل اين موسيقي و يا حتي ضد زن در اين موسيقي است. دختران كمتر به موسيقي متال و بيشتر به موسيقي رپ علاقه‌مندند.

عده زيادي از دختران علاقه‌مند به اين موسيقي‌ها توسط دوستان جنس مخالف خود جذب اين موسيقي‌ها مي‌شوند و عموما اطلاعات غلطي از اصل و ريشه اين موسيقي‌ها دارند.

بعضي از دختران علاقه‌مند به اين موسيقي‌ها جهت حفظ سلامت جنسي خود سعي مي‌كنند به صورت فردي و بدون ارتباط با پسران با اين موسيقي‌ها در ارتباط باشند.

بيشتر علاقه‌مندان از نظر روحي و شخصيتي داراي ويژگي هاي خاصي هستند. آنها دوست دارند متفاوت از ديگران به نظر برسند. آنها عموما از نظر رواني سالم نيستند يا به طور كلي از معيارهاي عمومي سلامت روحي رواني درجامعه سطح پايين‌تري دارند. آنها از نظر خانوادگي نيز داراي مشكلات خاصي هستند و عموما از طرف خانواده دچار فشارها يا تنش‌هايي هستند. غالبا روابط جوانان علاقه‌مند به اين موسيقي‌ها با پدر و مادر يا افراد خانواده تيره است و حتي عده‌اي خانواده را به طور كامل ترك كرده‌اند.

علاقه‌مندان موسيقي متال عموما از طرف دوستان، يا افراد فاميل يا افراد نزديك خانواده مانند برادر يا خواهر به اين موسيقي‌ها وارد مي‌شوند. چرا كه علاقه‌مندي به اين موسيقي‌ها نيازمند گذشت زمان و مجاورت با آن مي‌باشد. جوانان علاقه‌مند به اين موسيقي‌ها از همه نوع خانواده‌هايي هستند ولي بيشتر آنها از رفاه نسبي در خانواده برخوردارند.

گرايش مذهبي در خانواده نقش مهمي را در علاقه‌مندي جوانان به اين موسيقي‌ها بازي مي‌كند. طرفداران اين موسيقي بيشتر از خانواده‌هايي هستند كه از نظر گرايشات و تعصبات مذهبي در خانواده و يا ميزان آزادي عمل فرزند در خانواده دچار افراط و تفريط شده‌اند.

در بين اين گروه‌ها عموما خانواده‌ها از گرايشات اعتقادي فرزندان خود اطلاعي ندارند و فقط ممكن است آشنايي بسيار ضعيفي با موسيقي مورد علاقه آنها داشته باشند.

بسياري از خانواده‌ها يا در مورد علائم يا نشانه‌هاي مورد استفاده فرزندان اطلاعي ندارند و عده بسيار كمي هم اگر اطلاع دارند اين مسائل را فانتزي گونه و زودگذر مي‌دانند و نسبت به آن بي‌توجه هستند.

در بعضي از خانواده‌ها وقتي خانواده به فرزندان خود در مورد اين موسيقي‌ها اخطار مي‌دهد فرزندان، پدر و مادر را به شكل‌هاي مختلف اغفال مي‌كنند و موضوع را به شكلي ديگر به آنها وانمود مي‌كنند مثلا تعدادي از كليپ‌هاي كم خطر را به خانواده نمايش مي‌دهند و وانمود مي‌كنند كه آنها علاقه‌اي به گروه‌هاي شيطاني ندارند.

علت علاقه‌مندي جوانان به اين موسيقي‌ها

عموما جوانان به علت مجاورت با اين موسيقي‌ها از طرف دوستان، برادر و ... به آن جذب مي‌شوند و كمتر مي‌توان گفت كه در آنها علاقه يا استعدادي ذاتي به اين موسيقي‌ها وجود دارد چرا كه اين موسيقي‌ها با فطرت انساني همخواني ندارند و با آن در تعارض هستند.

حتي عده‌اي از طرفداران اين موسيقي واقعا علاقه‌اي به اين موسيقي ندارند ولي براي جلب توجه به زور هم كه شده سعي دارند خود را به آن علاقه‌مند كرده و خود را طرفدار آن نشان دهند. آنها حتي براي ايجاد كردن علاقه در خود به تمرين و خود آزاري هم مي‌پردازند. علت اصلي ورود به اين موسيقي‌ها از طرف جوانان خود نمايي و جلب توجه است.

در مرحله دوم جذابيت‌هاي رسانه‌اي اين نوع موسيقي‌هاست. (خشونت، سكس و...) در مرحله بعدي فضاهاي جنسي اين موسيقي‌هاست كه علاقه‌مندان از طريق آن مي‌توانند وارد محيط‌هاي پر خطر شوند و در مرحله بعدي، روحيه اعتراض، عصيان، گريز، انكار و ... نهفته در اين موسيقي‌هاست.

چگونگي ورود به اين موسيقي‌ها

بيشتر جوانان از گروه‌هاي ساده و كم خطري مانند متاليكا (هوي متال) كه بيشتر داراي اشعار اجتماعي است شروع مي‌كنند اما كم‌كم تحت تاثير تحريك و تشويق دوستان به گروه‌هاي پرخطر بلك متال وارد مي‌شوند.

فعاليت‌هاي فرهنگي مربوط به اين موسيقي‌ها در داخل كشور

كتاب:

در داخل كشور از حدود سال 1375 تا به حال ده‌ها كتاب كه عموما به صورت متن اشعار گروه‌هاي معروف همراه با ترجمه آنها مي‌باشند، به چاپ رسيده است. در كنار آنها ده‌ها نشريه نيز غافل از گرايشات اعتقادي و خصوصيات اخلاقي اين گروه‌ها اقدام به چاپ شعر يا مصاحبه از اين گروه‌ها كرده‌اند. البته كتاب‌هايي نيز با موضوع آموزش نواختن انواع سازهاي اين نوع موسيقي‌ها در كشور مجوز گرفته و چاپ شده است.

در متن اين كتاب‌ها، اشعاري با موضوعات ضد دين، خشونت، سكس و ... موج مي‌زند. در اين كتاب‌ها، نويسندگان با چاپ بيوگرافي و تصاويري از اعضاي گروه يا مصاحبه با آنها اقدام به تبليغ گروه‌هاي موسيقي كرده‌اند.

حتي در يكي از اين كتاب‌ها، نويسنده پاي خود را فراتر گذاشته و اقدام به چاپ علائم خاص كليساي شيطان روي جلد كتاب خود كرده است.

در صفحات مقدمه عموم اين كتاب‌ها سعي شده اين نكته بيان شود كه گروهي كه كتاب درباره آن نوشته شده، گرايشات ضد آمريكايي و مخالف با صهيونيسم داشته است و اين در حالي است كه عموم اين گروه‌ها آنارشيست و اصلا با هر حكومت و دولتي مخالف هستند.

تنها تعداد كمي از اين كتاب‌ها و نشريات بعد از چاپ توقيف شده‌اند يا اجازه چاپ مجدد آنها لغو شده است.

جهت درك بهتر جريان چاپ اين كتاب‌ها در كشور، به معرفي و نقد يكي از اين كتابها با نام «در انتظار آفتاب» مي‌پردازيم كه در سال 1380 به چاپ رسيده است. اين كتاب درباره زندگي و اشعار خواننده گروه«The Door»  جيم موريسون مي‌باشد.

روي جلد كتاب عكس خواننده و در پشت آن عكسي از مقبره و مجسمه خواننده همراه با چند دسته گل به چشم مي‌خورد.

البته در كتاب عكس‌هاي زيادي از خواننده ديده مي‌‌شود، همچون عكس‌هايي از دوران كودكي و جواني خواننده، عكس‌هايي ازخواننده همراه با گروه موسيقي‌اش، عكسي از دستگيري خواننده در هنگام اجرا به خاطر توهين به مقدسات، عكس چند ستاره راك و جملات آنها درباره ممتاز بودن شخصيت خواننده. جهت بررسي شخصيت جيم موريسون و كتاب چاپ شده از او در ايران زندگي او را از روي فيلمي از اليور استون با نام«The Door»  كه در مورد زندگي او ساخته شده است، مورد بررسي قرار مي‌دهيم.

در سكانسي از فيلم جيم مورسيون در يك بار، مشغول به خواندن مي‌شود. او به يكباره در اشعار خود رو به پدرش مي‌گويد: «پدر، مي‌خواهم تو را بكشم» و بعد از آن جملات منحرفانه‌اي در مورد مادرش با مضمون زنا با محارم بيان مي‌كند. همه كساني كه در بار حاضر هستند به يكباره ساكت شده و به او نگاه مي‌كنند. رئيس بار به او فحاشي كرده و از او مي‌خواهد كه اجرا را متوقف و بار را ترك كند. موريسون بعد از پايان اجرا به شدت از رئيس بار به خاطر بيان جملات وقيحانه‌اش كتك مي‌خورد و مورد فحاشي قرار مي‌گيرد.

در فيلم اليور استون پلان‌هاي مختلفي درباره فساد اخلاقي او وجود دارد كه بسياري از آنها قابل بيان در اين مقاله نيستند.

در جايي از فيلم او در يك بار در حضور همگان ادرار مي‌كند، يا در اجراهاي زنده لخت مي‌شود، يا جملات ركيك و زننده به كار مي‌برد، به شكلي كه پليس در هنگام اجرا بارها به او هشدار مي‌دهد.

در فيلم، او دائم‌الخمر نشان داده مي‌شود و مصرف مواد مخدر كار هميشگي اوست، ‌او حتي مصرف مواد يا مشروبات الكلي را روي سن هم رها نمي‌كند، او چنان شيفته مواد مخدر است كه تماشاگران براي ابراز علاقه به او، در هنگام اجرا، گراس و مواد مخدر براي او روي سن پرتاب مي‌كنند. او در چند جا به مقدسات توهين كرده و جملات كفرآميز بر زبان مي‌آورد. مثلا در يك جا رو به همه مي‌گويد: «من ابليسم و هر كاري بخواهم مي‌كنم.»

او در فيلم با زني كه به نظر مي‌رسد از فرقه پگان‌ها يا شيطان‌پرست‌هاست، دوست شده و با او به شيوه شيطان‌پرست‌ها هم‌قسم مي‌شود (بريدن دست‌ها و آميختن خون دست‌ها به هم.)

او در سكانس معروف فيلم بعد از روابط نامشروع با زن شيطان‌پرست اقدام به خودزني و خونخواري مي‌كند.

خواننده در فيلم در چند جا اعلام مي‌كند كه جسم او توسط روح يك سرخپوست تسخير شده است. كارگردان در تمام فيلم اين مساله را به طور واضح به كرات تاكيده كرده است.

حضور روح سرخپوست بيشتر در جاهايي به چشم مي‌خورد كه خواننده از خود بي‌خود شده و اقدام به انجام اعمال غيراخلاقي مي‌كند.

كارگردان در بيشتر بخش‌هاي فيلم سعي كرده جيم موريسون را منحرف نشان دهد. مثلا در ارتباط او با معشوقه‌اش نشان مي‌دهد كه او خيانتكار است و با دختران و زنان زيادي رابطه دارد.

در چند جاي فيلم، پليس به خاطر حركات ناشايست خواننده روي سن به او اخطار مي‌دهد تا اين‌كه بالاخره در 20 سپتامبر 1970 دادگاه او را به علت رفتار ناشايست در ملا‡عام و انجام رفتارهاي منحرفانه جنسي و وضع بد متهم در اماكن عمومي محكوم به پرداخت 50 هزار دلار جريمه نقدي و 6 ماه حبس با اعمال شاقه محكوم مي‌كنند.

اين در حالي است كه در كتابي كه درباره خواننده در ايران چاپ شده است، نويسنده سعي كرده جيم موريسون را مردي صلح‌طلب و معترض بر ضد دولت نشان دهد.

مثلا او در كتاب بيان كرده است كه اخطارهاي پليس به او به خاطر افكار انتقادي و معترضانه او بر ضد دولت بوده است. او در كتاب خود در آلبوم«The End»  جملات منحرفانه جيم موريسون درباره مادرش را سانسور كرده و اين در حالي است كه نويسنده در كتاب خود بيان مي‌كند كه فيلم اليور استون را ديده است.

كارگردان فيلم كه با خواننده هموطن مي‌باشد در فيلمش سعي كرده او را انساني عياش و شهوت‌پرست معرفي كند، مثلا در سكانسي از فيلم دوستان خواننده در چند جا به او در مورد اضافه‌وزن او هشدار مي‌دهند و از او مي‌خواهند كه سكس، مشروب و مواد مخدر را كنار بگذارد.

نويسنده در كتاب عكس‌هايي از اجراهاي خواننده و مراسم سي‌امين سالگرد او براي علاقه‌مندان چاپ كرده است. همچنين در پايان كتاب خود 8 سايت مطرح اينترنتي حاوي مطالب خواندني و عكس‌هاي خاطره‌انگيز در مورد خواننده و اعضاي گروه او را معرفي كرده است.

همچنين به ستارگان ديگر راك ايميل زده و از آنها خواسته كه در مدح جيم موريسون جمله‌اي بگويند و جملات تحسين‌برانگيز آنها در مورد خواننده را همراه با عكس آنها به چاپ رسانده است. نويسنده در ابتداي كتاب خود علت نگارش اين كتاب را اشعار زيبا و شخصيت خواننده معرفي كرده است.

در مورد تعداد كتاب‌هاي چاپ شده با اين مضامين در ايران مي‌توان بيش از 50 جلد كتاب را تخمين زد. البته بعضي از گروه‌هاي تحقيقاتي تعداد كتاب‌هاي چاپ شده در اين زمينه را تا 200 عنوان نيز بيان كرده‌اند.

در كشور معمولا انتشارات خاصي اقدام به چاپ اين‌گونه كتاب‌ها مي‌كنند، به‌شكلي كه در مورد چاپ آنها مي‌توان تنها چند انتشارات خاص را نام برد.

اگر بخواهيم بيشتر در مورد گذشته چاپ اين كتاب‌ها صحبت كنيم جالب است بگوييم اين كتاب‌ها هر ساله از طريق انتشارات مربوط در نمايشگاه بين‌المللي كتاب به فروش مي‌رفتند و موجي از مخاطبان خود را به نمايشگاه مي‌كشاندند.

جالب‌تر آن‌كه دكوراسيون غرفه‌ها نيز مانند محتوا و جلد كتاب‌ها با رنگ‌هاي سياه و سرخ طراحي مي‌شدند.

در غرفه‌ها پوستر خواننده و گروهي كه كتاب درباره آن چاپ شده بود به عنوان هديه به خريداران كتاب اهدا مي‌شد.

جوانان علاقه‌مند بعد از خريد اين كتاب‌ها، كتاب را براي بارها مي‌خوانند (حتي اقدام به حفظ اشعار انگليسي آن مي‌كنند) و همراه با كتاب كليپ‌هاي غيرمجاز گروه مربوطه را از طريق سي‌دي‌‌هاي قاچاقي يا ماهواره تماشا مي‌كنند.

بعد از خواندن اين كتاب‌ها، علاقه‌مندان اطلاعات و نظرات خود را درباره گروه و اشعارش در ميتينگ‌هاي گفتگو، يا در پارك‌ها و يا چت‌روم‌هاي اينترنتي رد و بدل مي‌كنند.

برگزاري كنسرت موسيقي

با وجود ممنوع بودن آموزش يا تحصيل موسيقي متال در آموزشگاه‌هاي موسيقي انواع سازهاي آن در مغازه‌هاي سازفروشي به فروش مي‌رود و انواع كلاس‌هاي آموزشي آن در آموزشگاه‌هاي داراي مجوز آموزش داده مي‌شود. البته انواع كتاب‌هاي آموزشي اين موسيقي در كشور داراي مجوز هستند و حتي به چاپ‌هاي مجدد نيز رسيده‌اند.

عموم جواناني كه به‌صورت خصوصي زير نظر اساتيد يا به صورت عمومي در آموزشگاه‌ها آموزش ديده‌اند، علاقه‌مند به برگزاري كنسرت هستند.

تا به حال در بعضي از استان‌هاي كشور گروه‌هاي مختلف متال موفق به برگزاري كنسرت شده‌اند. از جمله اجراهاي مهم مي‌توان به اجراي سال 1384، در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران، جشنواره گروه‌ها در سال 1385 در دانشگاه تهران و همچنين اجراي ديگري در تالار خانه معلم تهران در سال 1385 و اجراهاي متعدد ديگري در تهران، اصفهان، شيراز، مشهد و... اشاره كرد.

براساس ترفندهاي گروه‌ها جهت گرفتن مجوز، اجراها معمولا در دانشگاه‌ها و در تعطيلات اعياد مذهبي مانند عيد مبعث، عيد قربان و... برگزار مي‌شوند.

عموما مجوزدهندگان به اين اجراها از محتواي اين موسيقي‌ها و شكل و شيوه اجراي آن مطلع نيستند و گروه‌ها براي گرفتن مجوز اجرا، جهت اغفال مسوولان مربوطه به انواع ترفندها دست مي‌زنند.

دانشگاه‌هاي مختلفي از كشور تا به حال اجراي موسيقي متال يا راك را به خود ديده‌اند. برگزاري تعد‌ادي از اين اجراها از طرف دانشجويان و تعدادي از آنها از طرف غيردانشجويان صورت گرفته است.

بعضي از اين كنسرت‌ها با وجود داشتن مجوز در زمان اجرا به علت هيجانات شديد تماشاگران تعطيل شده‌اند.

اجراها معمولا با نورپردازي‌ها و دكوراسيون‌ها يا آرايش‌ها و تيپ‌هاي جالب‌توجه مخاطبان و نوازندگان همراه است، به شكلي كه حراست دانشگاه بعد از برگزاري اجرا و در ايام تحصيلي اجازه ورود نوازندگان يا تماشاگران را به دانشگاه‌ها با اين تيپ‌ها و آرايش‌ها‌ نمي‌دهد.

حتي ممكن است تماشاگران در روز اجرا در مسير حركت به دانشگاه توسط نيروي انتظامي دستگير شوند. اين اتفاق چند سال پيش در شيراز رخ داد و اجراي زيرزميني يك گروه به‌خاطر دستگيري تماشاگران كه با ميني‌بوس قصد حركت به محل اجرا را داشتند، لغو شد.

نكته ديگري كه قابل توجه است حضور خبرنگاران خارجي قبل و بعد از اجرا و تهيه گزارش‌هاي مستند خبري توسط آنها مي‌باشد. تا به حال گزارش‌ها يا برنامه‌هاي مستند زيادي توسط گروه‌هاي غربي و اروپايي در مورد موسيقي غربي در ايران ساخته شده است. حتي ديده شده است كه يك محقق خارجي از طرف فلان دانشگاه غربي براي دريافت مدرك دكتري يا انجام پروژه تحقيقاتي به ايران آمده و به تحقيق درباره گروه‌‌هاي موسيقي يا گروه‌هاي شيطاني پرداخته است.

برگزاري اجراهاي زيرزميني

چون در بيشتر مواقع برگزاري اجرا روي سن و يا در اماكن دولتي و عمومي غيرممكن است، گروه‌ها اقدام به برگزاري اجراهاي زيرزميني مي‌كنند كه معمولا در محافل خانگي صورت مي‌گيرد.

در اين اجراها تماشاگران و علاقه‌مندان به رقص متال به جنباندن شديد سر مانند دراويش اهل تصوف  مي‌پردازند.

اين رقص انرژي زيادي از تماشاگر مي‌‌گيرد و بعضي از تماشاگران با مصرف قرص، انرژي خود را براي انجام چند ساعته‌ آن تقويت مي‌كنند. گاه انجام اين رقص براي مدت زياد باعث بروز اختلالات جسمي در بين علاقه‌مندان شده و كار آنها به بيمارستان كشيده مي‌شود.

تلويزيون و راديو

در تلويزيون، برنامه‌هايي كه ريتمي تند و نياز به موسيقي‌هاي پرجنب‌وجوش دارند مانند برنامه‌هاي ورزشي، خبري يا تبليغات بازرگاني و... از اين موسيقي‌ها در برنامه‌هاي خود استفاده مي‌كنند.

البته بعضي از سريال‌ها يا فيلم‌هاي داخلي كه محتواي ترسناك يا موضوعات مربوط به شيطان دارند نيز از اين موسيقي‌ها استفاده مي‌كنند كه در اين صورت موزيك آنها توسط آهنگسازان داخلي ساخته مي‌شود.

بعضي از موسيقي‌هايي كه در برنامه‌هاي غيرداستاني تلويزيون مورد استفاده قرار مي‌گيرند، توسط بعضي از گروه‌هاي شيطاني با گرايشات منحرفانه كار شده‌اند.

استفاده برنامه‌سازان از اين موسيقي‌ها به دلايل زير است:

1 - ساختار اين موسيقي‌ها با محتواي برنامه‌ها متناسب است و در صورت استفاده نكردن از اين موسيقي‌ها، پيدا كردن موسيقي جايگزين كار مشكلي است.

2 - برنامه‌سازان چون تنها از ساختار مفرح و شاد اين موسيقي‌‌ها بهره مي‌گيرند از محتواي اين گروه‌ها يا گرايشات سازندگان آن آگاه نيستند. به غير از تلويزيون، اين موسيقي در برنامه‌هاي راديويي نيز به كرات مورد استفاده قرار مي‌‌گيرد كه براي نمونه مي‌توان به راديو جوان اشاره كرد كه بيش از همه از اين موسيقي‌ها استفاده كرده است.

البته به غير از موسيقي‌ها، تلويزيون تا به حال چندين بار از نشانه‌ها يا مفاهيم شيطاني در برنامه‌هاي خود استفاده كرده كه همه به صورت ناآگاهانه بوده است.

براي مثال پخش تيزر تبليغاتي از موسسه‌اي كه جايزه آن داراي عدد 666 بود يا همچنين شعري كه بارها در يكي از سريال‌هاي شبكه 3 توسط هنرپيشگان خوانده مي‌شد و اين عدد در آن به كار رفته بود.

يا همچنين دكور و لوگوي يكي از برنامه‌هاي شبانه شبكه 3 كه متناسب با يك نشانه شيطاني بود. اين علائم در برنامه‌هاي خارجي كودك و نوجوان نيز مورد استفاده قرار گرفته‌اند مانند علامت «كرانادو» يا دست شيطان در كارتون مرد عنكبوتي، البته پيش از برنامه‌هاي داخلي، فيلم‌هاي خارجي پخش شده داراي مشكل بوده‌اند كه از آن جمله مي‌توان به فيلم ارباب حلقه‌ها و هري پاتر و برنامه سينما ماوراء با فيلم‌هايي مانند كنستانتين و كودك را دعا كن و... اشاره كرد.

اينترنت

اينترنت به خاطر آن كه رسانه‌اي با قابليت فعاليت‌هاي زيرزميني است و رديابي و شناسايي كاربران در آن عملا غيرممكن است به يكي از رسانه‌هاي اصلي شيطان‌گرايان تبديل شده و بيشتر گروه‌هاي شيطاني براي تبليغات و بحث و گفتگو از آن استفاده مي‌كنند.

گروه‌هاي شيطان‌پرست در داخل كشور، وبلاگ‌ها و سايت‌هاي مختلفي را راه‌‌اندازي كرده‌اند كه از طريق آن به تبادل اطلاعات مي‌پردازند.

عموم گروه‌‌هاي بلك‌متال از طريق اينترنت به تبليغ گروه خود مي‌پردازند، يا موسيقي خود را از اين طريق در اختيار علاقه‌مندان قرار مي‌دهند. همچنين همه برنامه‌ها يا ميتينگ‌ها

سه‌شنبه 16 آبان 1391 :: 19:55 ::  نويسنده : rap3nter       
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
((عمار)) هم از جمله كسانى است كه از اول ، زير بار فرمان شيطان نرفت . از همان آغاز با او مخالف بود با مسلمان شدن و عبادتش او را اذيت مى كرد. چند مرتبه با شيطان كشتى گرفت و او را بر زمين زد.
چنان چه وارد شده : در يكى از سفرها، كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم با اصحاب خود مى رفتند، آب آنان تمام شد. آن حضرت به ((عمار)) فرمود: برو از چاهى كه در فلان موضع بيابان است آب بياور.
وقتى ((عمار)) كنار چاه رسيد، مى خواست آب بردارد، شيطان آمد و گفت : نمى گذارم از اين چاه آب بردارى ! زيرا چاه مسكن شياطين است .
((عمار)) در برابرش ايستاد و با او در افتاد. با يك حمله شيطان را بر زمين زد. سنگى برداشت و با آن بينى شيطان را شكست . وقتى روى سينه او نشست ، ديد بسيار لاغر و رنجور است .
پرسيد: آيا همه شياطين چنين لاغراند؟ در جواب گفت : بعضى از شياطين چاق و بعضى لاغرند، من هم كه چنين لاغرم بر انسانى موكل هستم كه موقع خوردن غذا ((بسم الله )) مى گويد و من نمى توانم از غذاهاى او بخورم ، از اين رو لاغر شده ام .
سپس گفت : اى ((عمار))! از روى سينه من بلند شو تا بار ديگر كشتى بگيريم ، اگر اين دفعه نيز مرا به زمين زدى چيزى به تو ياد مى دهم كه از آن نفع ببرى .
((عمار)) از روى سينه او بلند شد و كشتى گرفتند. اين بار هم شيطان را بر زمين زد و گفت : چيزى را كه به من قول دادى ، بگو. شيطان گفت : اى ((عمار))! بدان در هر خانه اى كه قرآن خوانده شود به خصوص ((آيه الكرسى )) شياطين از آن فرار مى كنند.
((عمار)) ياسر او را رها كرد و مشك خود را پر آب نمود و برگشت خدمت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم ، و داستان را براى آن حضرت تعريف نمود.(538)


سه‌شنبه 16 آبان 1391 :: 19:55 ::  نويسنده : rap3nter       
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
شيطان لعين تصميم گرفته كه انتقام خود را از اولاد آدم بگيرد. لذا در تمام اختلافات حضور پيدا مى كند، در تمام جنگ ها حاضر مى شود و جبهه دشمن را تقويت مى كند، فراريان را با حيله بر مى گرداند، به سوى ميدان مى كشاند و آتش جنگ را شعله ور مى سازد.
يكى از آن جاها روز عاشورا بود كه تمام لشكريان خود را جمع كرده و به پايكوبى و رقص پرداخت . هر كس از لشكر امام حسين عليه السلام شهيد مى شد، از خوشحالى فرياد مى زد و رقص مى كرد. هر كدام از لشكريا عمر سعد فرار مى كردند، شيطان به صورت يكى از سر كرده هاى لشكرها در مى آمد و سر راه شان را مى گرفت و آنان را به ميدان بر مى گرداند. مى گفت : واى بر شما، اين همه جمعيت و مردان شجاع ، از يك نفر تشنه و بى كس و مجروح گريزان شده ايد! مردانگى و غيرت شما كجا رفت ؟! برگرديد او را محاصره كنيد، با ضرب شمشير از پاى در آوريد و اگر نمى توانيد، او را تير باران نماييد.
با حيله و نيرنگ لشكر را بر مى گردانيد و شورى ديگر در جنگ ايجاد مى كرد. ولى آنها چون جراءت نمى كردند از نزديك با امام حسين عليه السلام بجنگند از دور، آن قدر تير به سوى آن مظلوم انداختند كه مانند مرغ پر در آورده بود. وقتى كه تير سه شعبه زهر آلود بر سينه امام نشست و از پشت سر بيرون آمد، امام عليه السلام از بالاى اسب بر زمين افتاد. شيطان ميان آسمان و زمين از خوشحالى فرياد زد و گفت : امروز كينه خود را بر سر اولاد آدم خالى كردم و انتقام خود را گرفتم . او مى كوشيد تا لشكر زودتر كار حسين عليه السلام را تمام كند.(539)
زينب مى فرمايد: وقتى ابن ملجم ضربت بر سر پدر بزرگوارم زد، من آثار مرگ را در ايشان ديدم ، پيش رفتم و عرض كردم : اى پدر بزرگوار! ((ام ايمن )) حديثى از براى من گفته است دوست دارم آن را از دو لب مبارك شما بشنوم . آن حضرت فرمود: اى نور ديدگان من ! حديث همان است كه ((ام ايمن )) به تو گفته و برخى از مصيبت هاى كربلا و گرفتارى هاى آن روز را براى دخترش زينب بيان كرد تا جايى كه فرمود: زمانى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ما را به اين حديث خبر مى داد، فرمود:
يا على ! در آن روز، ابليس با شياطين خود، از شدت شادكامى در سرتاسر زمين پرواز مى كند و به شياطين و هوادارانش مى گويد:
اى جماعت شياطين ! شاد باشيد كه انتقام خود را از فرزندان آدم گرفتم ، برترين بدبختى را براى آنها فراهم كردم ، جهنم را به آنها به ميراث دادم ، مگر جماعتى كه دست به دامن اين خانواده شوند و از آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم يارى جويند.
اى شياطين ! بر شما باد كوشش در راه ايجاد بدبينى به اين خانواده ، كارى كنيد كه به اين خانواده و دوستان آنها دشمنى ورزند تا كفر و گمراهى در مردم استوار شود و يك نفر از آنها رستگار نگردد.
بعد از آن ، حضرت على عليه السلام به زينب فرمود: اى نور ديدگانم ! بى گمان ابليس در اين سخن راست گفت : با اين كه كار او هميشه دروغ گفتن است ؛ زيرا مى داند هيچ عمل صالحى با داشتن دشمنى با شما فايده اى ندارد، هيچ گناهى با داشتن دوستى شما ضرر و زيانى به انسان نمى رساند، (مگر گناهان كبيره ) يعنى ، شيعيان شما به واسطه علاقه اى كه به شما دارند، اگر گناه و معصيتى نمايند و موفق به توبه شوند و گناهان خود را ترك نمايند ضررى متوجه آنها نمى شود.
و دشمنان شما، به واسطه دشمنى و عداوتى كه با شما دارند، اگر مانند جن و انس خدا را بپرستند، عبادات آنان سودى به حالشان نخواهد داشت .(540)


سه‌شنبه 16 آبان 1391 :: 19:55 ::  نويسنده : rap3nter       
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
يكى از جاهايى كه شيطان فرياد كشيد، فرزندان خود را جمع كرد و درد دل خود را براى آنان باز گفت و راه چاره اى خواست ، روز عيد غدير بود. آن گاه كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله وسلم على بن ابى طالب را خليفه بعد از خود خواند.
جابر از امام محمد باقر عليه السلام نقل مى كند كه آن حضرت فرمود: زمانى كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله وسلم در عيد غدير خم دست على را گرفت ، بلند كرد و به مردم معرفى نمود و جانشين بعد از خود قرارش داد. شيطان در ميان لشكريان خود نعره اى كشيد كه تمام لشكريان و اولاد او در هر كجا بودند اطراف او فرود آمدند و گفتند: اى مولاى ما! چه مصيبتى به تو رسيده اين قدر ناراحتى ؟ ما تا به حال فريادى از اين وحشتناك تر از تو نشنيده بوديم !
شيطان به آنها گفت : اين پيغمبر امروز كارى را انجام داد كه اگر به آخر رسد و عملى شود كسى تا روز قيامت ، خدا را معصيت و نافرمانى نمى كند - همه به سوى دين و تقوا و - خداشناسى ، ولايت و امامت پيش مى روند، از راه رستگارى قدم فراتر نمى گذارند - گفتند: اى بزرگ ما! ناراحتى به خود راه مده ، ماءيوس مباش ، تو كسى هستى كه آدم را از بهشت بيرون كردى ، او را بدبخت نمودى ، براى اين امر مهم هم ، در آينده فكرى خواهى كرد - در همين موقع منافقين كه در جمعيت بودند، گفتند: اين مرد از روى هوا و هوس حرف مى زند، نه اين كه دستور خداوند باشد!
آن دو نفر (ابوبكر و عمر) به هم گفتند: او (حضرت رسول صلى الله عليه و آله وسلم ) ديوانه شده كه چنين كارى را انجام داد. آيا نمى بينيد چگونه چشمان او در كاسه سرش دور مى زند مى چرخد. سپس شيطان رو به طرف داران خود كرد و گفت : آيا مى دانيد من در گذشته با آدم در آويختم و او را از بهشت بيرون كردم ؟ آنها گفتند: چرا؟
شيطان گفت : آدم عهدى با خدا بسته بود فراموش كرد و نقض نمود، ولى به خدا كافر نشد و او را پرستش مى كرد. اين قوم و جمعيت (از جمله ابوبكر و عمر) عهدى كه با خدا بسته بودند شكستند و به خدا و رسولش كافر شدند.
پس از آن كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله وسلم رحلت نمود، مردم در سقيفه بنى ساعده اجتماع كردند و حق را از على گرفتند، ابوبكر را روى كار آوردند. شيطان تاجى بر سر گذاشت ، لباس كبر و بزرگى پوشيد، منبرى اختيار كرد و بالاى آن رفت و جميع لشكريان خود را از سواره نظام و پياده دور خود جمع كرد. به آنها گفت : شادى كنيد، مجلس ساز و آواز برپا سازيد، خوشحالى نماييد - چون با اين كلماتى كه منافقين مى گويند و به آن حضرت توهين مى كنند - ديگر كسى خدا را اطاعت و عبادت نمى كند. تا وقتى امام آنها ((امام زمان )) بيايد و مردم را به راه مستقيم برگرداند.
جابر مى گويد: بعد، امام باقر عليه السلام اين آيه را تلاوت فرمودند:
و لقد صدق عليهم ابليس ظنه فاتبعوه الا فريقا من المومنين
((شيطان ظن و گمان باطل خود را به عنوان صدق و حقيقت در نظر مردم جلوه داد مردم او را اطاعت نمودند، مگر عده اى از مؤمنان كه او را اطاعت نكردند)).(541)
تاويل آيه چنين است : وقتى منافقان در غدير خم گفته بودند: آن حضرت از روى هوى حرف مى زند، ابليس گمان كرده بود كه بعد از رحلت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مردم امامت را رها خواهند كرد. ظن ابليس به حقيت تبديل شد و همه امامت را رها كردند مرگ چند نفرى .(542)


سه‌شنبه 16 آبان 1391 :: 19:55 ::  نويسنده : rap3nter       
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
سلمان مى گويد: وقتى پيغمبر اسلام رحلت فرمود، على در خانه مشغول غسل دادن آن حضرت بود. من گاهى به او كمك مى كردم ، گاهى به مسجد مى آمدم و از مردم خبر مى گرفتم . وقتى از مسجد به خانه برگشتم ، على پرسيد: اى سلمان ! چه خبر دارى ؟ عرض كردم : خبر تازه اين كه ابوبكر بر منبر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نشسته ، مردم نه با يك دست بلكه با دو دست با او بيعت مى كنند.
حضرت على عليه السلام فرمود: اى سلمان ! آيا متوجه شدى چه كسى اول با او بيعت كرد؟ آيا اولين كسى كه بالاى منبر رفت و با او بيعت نمود چه كسى بود؟
سلمان گفت : او را نشناختم ، ولى پيرمرد سال خورده را ديدم كه بر عصايى تكيه زده ، ميان دو چشمش جاى سجده ديده مى شد، پيشانى او در اثر سجده پينه بسته و اين طور مى نمود كه بايد وى زاهدى باشد. از لابلاى مردم به سوى منبر رفت در حالى كه مانند باران اشك مى ريخت .
گفت : خدا را شكر كه قبل از مردنم تو را اين جا مى بينم . اى ابوبكر! دستت را براى بيعت به سويم دراز كن ! ابوبكر دستش را جلو برد او هم بيعت كرد و گفت : امروز، روزى است مانند روز آدم ! از منبر پايين آمد و از مسجد خارج شد.
اميرالمؤمنين عليه السلام پرسيد: اى سلمان ! آيا او را شناختى ؟ عرض كرد: نه يا على ، ولى از گفتارش ناراحت شدم . مانند اين كه مرگ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم را مسخره گرفته بود.
حضرت على عليه السلام فرمود: او شيطان بود. پيامبر به من خبر داد، ابليس و يارانش روز غدير خم شاهد منصوب شدن من به امر خدا بودند. و نيز گواه بودند كه خدا و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم من را صاحب اختيار آنان نمود. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم هم به آنان دستور داد حاضران به غايبان اطلاع دهند.
روز غدير خم ، شياطين و بزرگان آنان به خود شياطين ، روى آوردند و گفتند: اين امت مورد لطف و رحمت خداوند قرار گرفته و از اين پس از گناه دور خواهند بود. ما ديگر بر اين امت راه پيدا نخواهيم كرد. آن گاه پناه گاه و امام بعد از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم را شناختند و شيطان هم گرفته و محزون شده بود.
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: اى سلمان ! پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به من خبر داد كه : مردم در سقيفه بنى ساعده با ابوبكر بيعت خواهند كرد. بعد از آن بر سر حق ما اختلاف پيدا مى كنند، با دليل ما استدلال مى نمايند، بعد به مسجد مى آيند. اول كسى كه با او بيعت مى كند، شيطان است ! كه به صورت پيرمرد نجدى خواهد بود و اين حرف را خواهد گفت .
بعد حضرت فرمود: اى سلمان ! بعد از بيرون رفتن ، از روى خوشحالى فرياد زد، و تمام شياطين را دور خود جمع كرد، آنها در مقابلش سجده كردند و گفتند: اى رئيس ! و بزرگ ما، تو همان كسى هستى كه آدم را از بهشت بيرون كردى . شيطان هم مى گويد: كدام امت بعد از پيامبرش گمراه نشد؟ خيال كرده ايد من ديگر راهى برآنان ندارم ! نقشه و حيله مرا چگونه ديديد؟
از حيله من بود كه ملت با دستور خدا و رسولش ، راجع به اطاعت از على مخالفت كردند، وزير بارش نرفتند!؟ اى سلمان ! اين همان گفته خداوند است كه در قرآن مى فرمايد:
((همانا، شيطان حدسى كه درباره آنها بوده بود، به مرحله عمل رسانيد))(543)
((سپس آنها شيطان را پيروى كردند جر گروهى از مؤمنان كه آنها اطاعت از شيطان نكرده و با او مخالفت كردند.))(544)
امام باقر عليه السلام فرمود: اميرالمؤمنين عليه السلام شيطان را بر در خانه خود ديد و او را شناخت ، گريبانش گرفت و بر زمين زد و روى سينه اش ‍ نشست . شيطان گفت : يا على ! از روى سينه من بلند شو تا تو را بشارتى دهم .
على عليه السلام از روى سينه او برخاست و فرمود: اى ملعون ! چه بشارتى براى من دارى ؟ گفت : چون روز قيامت شود، فرزندت حسن عليه السلام از طرف راست عرش و حسين عليه السلام از طرف چپ به شيعيان خود جواز عبور از صراط و آزادى از آتش را مى دهند.
باز آن حضرت بلند شد و گفت : من تو را به زمين خواهم زد، او را بلند نمود و بر زمين زد و روى او نشست .
عرض كرد: يا على ! مرا رها كن تا بشارتى ديگر به تو دهم . وقتى او را رها كرد گفت : يا على ! آن روزى كه خداوند آدم عليه السلام را خلق كرد، ذريه او را از پشتش خارج نمود كه به شكل موجوداتى ريز بودند. از آنها عهد گرفت و به آنها خطاب كرد: آيا من پروردگار شما نيستم ؟ همگى جواب دادند: چرا. آنان را شاهد بر خودشان گرفت . بعد از آن ، ميثاق از حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلم و تو گرفت . تمام آنان تو را شناختند و تو همه را شناختى . اينك هر كس بگويد تو را دوست دارم . او را مى شناسى و هر كس ‍ تو را دشمن دارد او را مى شناسى . براى بار سوم او را زمين زد. شيطان گفت : يا على ! بر من غضب نكن و از روى من بلند شو، تا تو را بشارت ديگرى دهم . فرمود: من از تو بيزارم و لعنتم بر تو باد. عرض كرد: به خدا قسم اى پسر ابوطالب ! هر كس با تو دشمنى مى كند، من در وجود و نطفه او شركت كردم ، آلت خود خود را در رحم مادرش داخل نمودم . بعد عرض كرد: يا على ! آيا آن آيه قرآن را قرائت كرده اى كه مى فرمايد: شركت كن در اموال و اولادشان ؟!(545)


 
درباره وبلاگ

FOLLOW ME ON İNSTAGRAM : im_amiral
موضوعات
آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان
 
   
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران