|
(...)
JİYANEM KÜRDİSTAN
درجات نظامی ترکها : خرباز ، خرجوخه ، خروان ، خرگرد ، خرهنگ ، خردار ، خرتیپ ، خر لشگر ، اسب ترکه یه 20 تومنی پیدا میکنه که وسطش سوراخ بوده .. میگه : ای بابا ، اینم از شانس من وسطش گوشه نداره ترکه داشته نوار خالی گوش میکرده گریه میکرده میگن چرا گریه میکنی؟ میگه دلم واسه خوانندش میسوزه لال بوده قزوینیه میره نماز جماعت زودتر از بقیه از سجده بلند میشه چشمشو که باز می کنه میگه خدایا برای دو رکعت نماز این همه پاداش لره و ترکه شطرنج بازی میکردن ! شاه دغ مرگ میشه ترکه هنوز با خودش درگیره که چرا خواهرش ۲ تا برادر داره خودش یکی سه تا ترک داشتن برای هم خالی میبستند. اولی میگه: من مثل حضرت علی هستم. با یه دست در خیبرو از جا میکنم. دومی میگه: این که چیزی نیست. من مثل حضرت عباسم. با یه ضربه شمشیر 100 نفر رو میکشم. سومی چیزی نمیگه و زل می زنه به دریا و ساکت میشینه. دوستاش میگن: کا... چرا چیزی نمیگی؟ میگه: تا حالا دیدی خدا حرف بزنه؟ یه روز به یه ترکه میگن با ماهیچه جمله بساز میگه: خر در برابره ما هیچه! پیامگیر موبایل قزوینی: الان دستم بنده. اگه پسری پیغام بذار. اگه دختری برو و گرنه میام داداشتو رشتیه به زنش میگه: اگه بعد از مرگ من بهم خیانت کنی، من تنم تو قبر میلرزهها! خلاصه رشتیه میمیره و بعد از یک ماه توی اون دنیا بهش میگن: اصغر ویبره یک منبع اگاه اعلام کرد که همزمان با پخش صحنه ورود یوزاسیف به مهمانی زلیخا 99% مردان قزوینی دست خود را باچاقو بریدند وی افزود 1% باقیمانده که موفق به دیدن صحنه نشده بودند رگ گردن خودرا با چاقو بریدند !!! اولین دوره المپیک لرها، موسوم به "لرمپیک" با رشته های زیر آغاز شد: - شنای با مانع، کشتی پروانه، - پرش روی نیزه، شیــــــــــرجه روی چمن، اسب سواری با سگ گله سهشنبه 16 خرداد 1391 :: 13:16 :: نويسنده : rap3nter
یه سلام داغ به همه خواننده های این وب.
خیلی خیلی باحالید که من رو با سروش لشکری یا برخی از دوستای خاصتتون اشتباه گرفتید. درسته که اونها هم یه جور هیچکسند اما من یه هیچکس دیگه ام. شاید بدتر شاید بهتر. خوشحال می شم بازم به وبم و به متنهایی که اخیرا و اکثرا خودم می نویسم نظر بدید . یه وقت نذارید برید! منتظر نظرات پر از محبتتون هستم . سهشنبه 16 خرداد 1391 :: 13:16 :: نويسنده : rap3nter
لالایی شب های تنهایی ... صدای هق هق کودک زندگی زودتر از آنچه که تصور می کنی به پایان می رسد . عقربه های ساعت نوسان دارند وقتی انگشتان سرد فرشته روی پنجره نام خدا را نقاشی می کند. هنوز وقتی صبح می شود کودک باطنمان می ترسد از شروع قصه بزرگسالی ... از فراموشی. دوباره چشمهایمان از شادی برق می زند وقتی باران می بارد و چتر نداریم... وقتی دستهایمان دوست دارند خیسی چمن را احساس کنند... هربارکه هاله ماه گوشه نقاشی کودک را پر می کند ، فکر آلوده می شود از سختی ، از رنج امشب را آسوده بخواب ... گنج ژرفای بی انتهای درون تان باید که در برابر دیدگان تان آشکار شود . اما برا ی سنجش گنج نا شناخته ی روح خویش ترازویی مسازید وژرفای آگاهی تان را با چوب و ریسمان اندازه مگیرید زیرا خویش شما دریایی است بی بن و بیکرانه امروز عجیب هوای دلم گرفته است
انتظار معجزه می کشم از عبور حادثه ها معجزه ای شبیه تو ( تقدیم به دوستان دوره ی ۲۳ که خیلی خیلی دلم براشون تنگ شده )
هر بارکه خواستم از تو بگویم دلم شکست
بغضم گرفت با که بگویم چه شد......... دلم شکست... خواستم از تو بگویم دیدم تو نیستی بغضم شکست یانه.. شاید دلم شکست.... من می روم برای همیشه اما بدان نامهربان برای همیشه دلم شکست ای کاش فقط دل بود و دل بود و می شکست با من چه کردی که فقط گفتم دلم شکست حالا که رفته ای زپیش من دیگر نیا بگذار تا همیشه بسوزم از این شکست ( یه چیزی مثل شعر از خودم ) پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 :: 16:26 :: نويسنده : rap3nter
بالاخره پس از مدتها انتظار نسخه جدید بازی پرطرفدار پرندگن خشمگین عرضه شد. این نسخه که به گفته شرکت سازنده Rovio انقلابی ترین تغییر در این بازی از زمان عرضه نسخه اولیه آن است دارای محیط بازی متفاوت و پرنده های جدید در فضا است که به معرفی آن می پردازیم: قابلیت های کلیدی بازی پرندگان خشمگین Angry Birds: راهنمای نصب ۱- بازی را نصب کنید ولی آن را اجرا نکنید.
اگر هنگام اجرای بازی با پیغام OpenGL مواجه شدید، می بایستی درایور کارت گرافیک خود را آپدیت کنید!
منبع :www.freesetup.ir پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 :: 15:53 :: نويسنده : rap3nter
My heart will go on Every night in my dreams. I see you. I feel you That is how I know you go on Far across the distance and spaces between US You have come to show you go on
Near. Far. Wherever you are I believe that the heart does go on Once more. You open the door And you re here in my heart And my heart will go on and on Love can touch US one time And last for a lifetime And never let go till we re gone Love was when I loved you One true time. I hold too In my life we ll always go on Near. Far. Wherever you are I believe that the heart does go on Once more. You open the door And you re here in my heart And my heart will go on and on You re here. There s nothing I fear And I know that my heart will go on Well stay forever this way You are safe in my heart And my heart will go on And on ترجمه متن ترانه Titanic تایتانیک celine dion: my heart will go onقلب من برای تو می تپد هر شب در رویاهایم تو را می بینم و احساس ات می کنم و احساس می کنم تو هم همین احساس را داری دوری، فاصله و فضا بین ماست و تو این را نشان دادی و ثابت کردی نزدیک، دور، هر جایی که هستی و من باور می کنم قلب می تواند برای این بتپد یک باره دیگر در را باز کن و دوباره در قلب من باش و قلب من به هیجان خواهد آمد و خوشحال خواهد شد ما می توانیم یک باره دیگر عاشق باشیم و این عشق می تواند برای همیشه باشد و تا زمانی که نمردیم نمی گذاریم بمیرد عشق زمانی بود که من تو را دوست داشتم دوران صداقت، و من تو را داشتم در زندگی من، ما همیشه خواهیم تپید نزدیک، دور، هرجایی که هستی من باور دارم که قلب هایمان خواهد تپید یک باره دیگر در را باز کن و تو در قلب من هستی و من از ته قلب خوشحال خواهم شد تو اینجا هستی، و من هیچ ترسی ندارم می دانم قلبم برای این خواهد تپید ما برای همیشه باهم خواهیم بود تو در قلب من در پناه خواهی بود و قلب من برای تو خواهد تپید و خواهد تپید… بیوگرافی خواننده آهنگ تایتانیک سلن دیون celine dion:
سلین دیون Céline Dion سلین دیون (نام کامل Céline Marie Claudette Dion ) در ۳۰ مارس ۱۹۶۸ در ایالت فرانسوی زبان کبک کانادا در یک خانواده فقیر و پرجمعیت به دنیا آمد دیون ۱۳ خواهر و برادر دارد و او شانزدهمین عضو خانواده و کوچکترین فرزند خانواده بود نام او برگرفته از ترانه ای به نام سلین بود که مادرش در زمان بارداری او به آن بسیار علاقه مند بود و همیشه آن را می خواند. او از کودکی در کافه ای که متعلق به والدین خود بود به اجرای کنسرت می پرداخت پدر او نوازنده آکاردئون بود و مادرش نیز نوازنده ویلن در ادامه سلین به طور اتفاقی و با فرستادن یکی از کارهایش برای رنه آنژیل René Angélil که شخصیت معروفی در موسیقی کاناداست با او آشنا شد . رنه تحت تائیر هنر و صدای سلین قرار گرفت و حتی برای تولید اولین آلبوم خود رنه خانه خود را به رهن گذاشت تا هزینه تولید این آلبوم را تامین کنند رنه مدیریت برنامه های سلین را بر عهده گرفت و در سال ۱۹۹۴ علی رغم اینکه ۲۶ سال با سلین دیون اختلاف سنی داشتند با سلین ازدواج کرد سلین در سال ۱۹۸۰ به طور حرفه ای فعالیت خود را در خوانندگی شروع کرد . و در سال ۱۹۸۲ برنده جایزه جهانی محبوب ترین خواننده شد و در سال ۱۹۸۸ برنده جایزه Eurovision Song Contest شد . سلین در بین سالهای ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۹ چندین آلبوم را انتشار داد که تمامی آنها به زبان مادری او یعنی فرانسوی بودند اما در سال ۱۹۹۰ او اولین آلبوم انگلیسی خود را تولید کرد که تفاهم نام داشت.این آلبوم فروش خوبی کرد و رکوردی را در کانادا بر جای گذاشت،چرا که این آلبوم به فروش ۶۰۰٫۰۰۰ نسخه ای در کانادا رسید و البته ۲۰۰٫۰۰۰ نسخه نیز در دیگر کشورها فروش کرد. خانم سلین در سال ۱۹۹۳ آلبوم رنگ عشق من را وارد بازار کرد.این آلبوم نیز فروش بالای داشت و سروصدای زیادی بر پا کرد بخصوص آهنگ قدرت عشق که تا چهار هفته در صدر جدول بهترین آهنگها در اکثر کشور بود.این آلبوم نه تنها در آمریکا و اروپا پر سروصدا بود ،بلکه در آسیا بخصوص،ژاپن به فروش بالایی دست یافت در سال ۱۹۹۶ ترانه Falling into You او بسیار موفق بود و در سال ۱۹۹۷ ترانه به یاد ماندنی فیلم مشهور تایتانیک را اجرا کرد .در سال ۱۹۹۹ او دچار یک شکست موقتی شد و به بیماری سرطان حنجره دچار شد . ولی بعد از سه سال وقفه و بهبودی دوباره و با ارائه یک اثر جدید به عرصه موسیقی برگشت . آلبو جدید او ۱۷۵ میلیون دلار فروش کرد و نام او را به عنوان خواننده زن پرفروش ترین اثر موسیقی جهان ثبت کرد سلین دیون از معدود خواننده های است که توانسته اغلب جایزه های بزرگ موسیقی دنیا از قبیل گرمی، جونو و اسکار را بدست آورد (منبع بیوگرافی : ترجمه آزاد و تلخیص شده از ویکی پدیای انگلیسی) دانلود آهنگ تایتانیک celine dion: my heart will go on : از سرور ۱دانلود آهنگ تایتانیک celine dion: my heart will go on : از سرور ۲ پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 :: 15:46 :: نويسنده : rap3nter
ادباز قيمتىترين سرمايه ها و ميراثهاى حيات آدمى «ادب» است،حتى بالاتر از ثروت و سرمايه است (ادب مرد، به ز دولت اوست). در برخوردها چيزى به زيبايى و جذابيت ادب نمىرسد. بايد آنرا آموخت، به كار بست تا روابطى سالم و احترامآميز و پايدار ميانافراد، حاكم شود. اما همين واژه متداول و مشهور، گاهى تعريفىناشناخته و حد و مرزى مبهم دارد. از اينرو مناسب است كه بر مفهوم وجايگاه و شرايط آن، تاملى مجدد داشته باشيم و بدانيم كه براستى «ادبچيست؟». ادب چيست؟اين صفت كه سرمايه ارزشمند رفتارى انسان و رسالت پدر و مادرو مربى استبر چه پايههايى استوار است؟ آيا يك خصلت درونىاست؟ آيا رفتارى اجتماعى استيا حالتى روحى؟ رمز اينكه انسان ازافراد مؤدب، خوشش مىآيد چيست؟ وقتى سخن از «ادب» به ميان مىآيد، نوعى رفتار خاص و سنجيدهبا افراد پيرامون (از كوچك و بزرگ و آشنا و بيگانه) در نظر مىآيد. اينرفتار كه از تربيتشايسته نشات مىگيرد، به نحوه سخن گفتن، راهرفتن، معاشرت، نگاه، درخواست، سؤال، جواب و ... مربوط مىشود. ادب، هنرى آموختنى است. مىتوان گفت: «ادب، تربيتشايستهاست»، خواه مربى، پدر و مادر باشد، يا استاد و مربى. امام صادق(ع) فرمود: پدرم مرا به سه نكته ادب كرد ... فرمود: هركس با رفيق بد همنشينى كند، سالم نمىماند و هر كس كه مراقب و مقيدبه گفتارش نباشد پشيمان مىگردد و هر كس به جاهاى بد، رفت و آمدكند، متهم مىشود: «ادبنى ابى بثلاث ... قال لى: يا بنى! من يصحب صاحبالسوء لا يسلم و من لا يقيد الفاظه يندم و من يدخل مداخل السوء يتهم.» (1) . آنچه در اين حديث مطرح است، ضابطه داشتن «دوستى» و «گفتار»و «معاشرت» است. دوست دارى با تو چگونه رفتار كنند؟ مگر نه اينكهمىخواهى تو را با احترام ياد كنند؟ خوبيهايت را بگويند؟ نام و لقبزشتبر تو نگذارند؟ مگر نه اينكه از توهين و تحقير و استهزاىديگران نسبتبه خودت ناراحت و رنجيده مىشوى؟ مگر نه اينكهدوست دارى در جمع مردم، مورد تكريم و تشويق و توجه قرار گيرى؟ يكى از نكات مهم مربوط به معاشرت، آن است كه آنچه را در بارهخود نمىپسندى، در باره ديگران هم روا ندانى و آنچه نسبتبهخويش دوست مىدارى، براى ديگران هم بخواهى و آنچه را در كارديگران زشت مىشمارى، براى خود نيز زشتبدانى. اگر از كارهاىناپسند ديگران انتقاد مىكنى، همان كارها و صفات در تو نباشد. ايننوعى «خود ادب كردن» است و كسى به اين موهبت دست مىيابد كه ازفرزانگى و هوشيارى و عقلانيتى تيز و بصير برخوردار باشد. بهفرموده حضرت امير(ع): «كفاك ادبا لنفسك اجتناب ما تكرهه من غيرك»; (2) . در ادب كردن تو نسبتبه خويشتن، همين تو را بس كه آنچه را ازديگرى ناپسند مىبينى از آن پرهيز كنى. هر كس حد و مرز خود را بشناسد و از آن فراتر نرود، داراى ادباست. بىادبى، نوعى ورود به منطقه ممنوعه و پايمال كردن حد و حريمدر برخوردهاست. اين سخن بلند علوى را هم در اين زمينه بخوانيم كهفرمود: «افضل الادب ان يقف الانسان على حده و لا يتعدى قدره»; (3) . برترين ادب، آن است كه انسان بر سر حد و مرز و اندازه خويشبايستد و از قدر خود فراتر نرود. ادب، به خودى خود يك ارزش اخلاقى و اجتماعى است وارزشآفرين، هم براى فرزندان، هم براى اولياء كه تربيتكننده آنانند.ادب در هر كه و هر كجا باشد، هالهاى از محبت و مجذوبيت را بر گردخود پديد مىآورد و انسان باادب را عزيز و دوستداشتنى مىكند.ادب، خودش يك سرمايه است و هر سرمايهاى بدون آن بىبهاست. مدالى استبر سينه صاحبش كه چشمها و دلها را خيره و فريفتهمىسازد. آراستگى هر چيزى به چيزى است. آن گونه كه علم، با حلم آراسته مىگردد، و شجاعت، با گذشت و عفو زينت مىيابد، و ثروت، با انفاق و بخشش، ارزش پيدا مىكند، حسب و نسب هم با ادب، ارج مىيابد. شرافت نسب و اعتبارخانوادگى و آبرو و وجهه اجتماع، بدون داشتن ادب، آرايشى سطحىبر چهرهاى زشت است. اين سخن حضرت على(ع) است كه: «لا شرف مع سوء الادب»; (4) . با بىادبى، هيچ شرافتى نيست. كسى كه بىاصل و تبار و نسب و حسب باشد، اگر ادب داشتهباشد، شرافت مىيابد. ادب، حتى نسب و تبار نامناسب را هممىپوشاند. كلام اميرالمؤمنين(ع) چنين است: «حسن الادب يستر قبيح النسب.» (5) . نشانهها و جلوههاهر يك از ادب و بىادبى نشانهايى دارد. شناخت ادب هم جز باتوجه به نمودهاى بىادبى ميسر نمىگردد. اين نمودها و نشانهها وعلايم، هم در گفتار نمايان است، هم در رفتار و برخورد. اگر عاقلانه زيستن و متانت در گفتار و وقار در رفتار، نشانه ادباست. بىخردى، گفتار زشت، بددهانى، تندخويى، زشتگويى، دشنامو توهين، سبكسرى و خيرهسرى، لجاجت و عناد و ... هم بىادبىاست. اگر كنترل دوستيها و معاشرتها ادب است، بىادبى يعنى رفت وآمد با افراد ناباب و بىدقتى در گزينش دوستان و بىتعهدى درمجالستها و رفاقتها. آنكه زشتگفتار و بدزبان است، به تعبير حضرتعلى(ع) از ادب بىبهره است: «لاادب لسيئ النطق.» (6) . كسى كه در برخورد با افراد، حاضر نيست از آنان با عظمت وتكريم ياد كند و مدام به استهزاء ديگران و غيبت آنان مشغول است،آنكه ياوه ديگران را با ياوه و دشنامشان را با دشنامى زشتتر پاسخمىدهد، آنكه در مجالس و محافل و صفها، رعايتحق ديگران و نظمو مقررات و سكوت و نوبت را نمىكند، آنكه حاضر نيستبه حرفديگران گوش دهد، كسى كه در گفتگو و بحث، داد مىزند، گلو پارهمىكند و جانب انصاف و حق را مراعات نمىكند، آنكه ... اينها همهنشانههايى از فقدان ادب است. از آن سو، مراعات آداب در خوردن، آشاميدن، لباس پوشيدن يالختبودن، خلال كردن، دهندره، سرفه، عطسه و ... نشان ادب است.بىادبى، بىاعتنايى به حقوق و شخصيت و حرمت انسانهاست. اگركسى هنگام عطسه، آب دهان به سفره و صورت بيفكند، يا به طرزمشمئزكنندهاى غذا بخورد، يا به جاى تقديم دو دستى نامه و وسيله وابزار، آن را پرت كند يا حتى يك دستى بدهد، يا هنگام مطالعه شما، سرو صدا كند، يا هنگام خلوت، سرزده وارد اتاقتان شود، و اجازه ورودنگيرد، اينها نمونههايى از مراعات نكردن ادب اجتماعى است. جالب اين است كه اسلام براى همه اين موارد، دستورالعمل دارد.«تربيت اسلامى» و اخلاق مكتبى، همه دستورها و «بايد» و «نبايد»هايش،«ادبآموزى» است.كسى كه پاىبند تعاليم دين نباشد، از حوزه ادب بهوادى بىادبى پاى نهاده است. ادب از كه آموزيم؟رفتار نيك ديگران، بر انسان تاثير مثبت مىگذارد. اين امرىروشن و طبيعى است. ناپسنديهاى اخلاقى مردم نيز تاثير سوءمىگذارد. اين هم عادى است. هنر انسانهاى فرزانه و هوشمند آن استكه از رفتارهاى ناپسند ديگران هم عبرت و درس مىآموزند. هم نيكان الگوى نيكىاند، هم بدان سرمشق بدى براى غافلان. اماعاقلتر كسى است كه از بديها راه خوبيها را مىآموزد. اين همان حكمتلقمانى است كه از فرزانگى او سرچمشه مىگيرد. به قول سعدى: «لقمان را گفتند: ادب از كه مىآموختى؟ گفت: از بىادبان، كه هر چه از ايشاندر نظرم ناپسند آمد، از فعل آن پرهيز كردم.» (7) و اگر جز اين بود، لقمان به لقب«حكيم» مشهور نمىشد. آرى ... ادب آموختن از بىادبان. همچنان كهبايد كمحرفى را از وراجان پرحرف و بيهودهگوى الهام گرفت.بزرگوارى و كرامت نفس را هم بايد از زشتى كار تنگنظران وخسيسطبعان فرا گرفت. هيچ كس از زشتى و بدى، خوشش نمىآيد.پس چرا ما خود را از آن پاك نسازيم كه محبوب شويم؟ اگر از زشتيهاىديگران، آموختيم كه به خوبيها روى آوريم، «استاد اخلاق» ما در درونخودمان نهفته است. اين روش، شيوه آموخته از امير مؤمنان(ع) استكه فرمود: «اذا رايت فى غيرك خلقا ذميما فتجنب من نفسك امثاله»; (8) . هر گاه در ديگرى اخلاق ناپسندى را ديدى، بپرهيز كه آن گونهرفتار در خودت نباشد! عيساى مسيح هم همين روش را داشت. از او پرسيدند: چه كسىتو را ادب آموخت؟ فرمود: كسى مرا ادب نكرد. من، زشتى جهل راديدم و از آن پرهيز كردم. (9) . نشست و برخاست و انس و معاشرت با افراد مؤدب، خلق وخوى و رفتارمان را به زينت «ادب»، مىآرايد. از ادب پيامبر(ص)رسول اكرم(ص) كه اسوه ايمان و الگوى اخلاق و ادب و رفتارنيكو است، خود را ادب كرده پروردگار دانسته و مىفرمايد: «ادبنى ربىفاحسن تاديبى»; (10) پروردگارم مرا ادب كرد و نيكو ادب كرد! «سيره پيامبر»، يك كتاب ادبآموزى است. رفتار پيامبر، نمونه عالىاخلاقى و معاشرت والاست. به چند نمونه از ادب برخورد پيامبر باديگران اشاره مىكنيم: رسول خدا با هر كس روبهرو مىشد، سلام مىداد، هم به كوچك،هم بزرگ. (11) . هيچ گاه پاى خود را پيش كسى دراز نمىكرد. هنگام نگاه، بهصورت كسى خيره نمىشد، با چشم و ابرو به كسى اشاره نمىكرد،هنگام نشستن، تكيه نمىداد. (12) . وقتى با مردم دست مىداد و مصافحه مىكرد، هيچ گاه دستخودرا عقب نمىكشيد، تا طرف مقابل دستخود را بكشد. (13) هيچ خوراكىرا مذمت نمىكرد. به هيچ (14) كس دشنام و ناسزا نمىگفت و سخنناراحتكنندهاى بر زبان نمىآورد و بدى را با بدى پاسخ نمىگفت.زيرانداز خود را به عنوان اكرام، زير پاى كسى كه خدمتش مىرسيدپهن مىكرد. (15) از روز بعثت تا دم مرگ، هرگز در حال تكيه دادن غذانخورد. (16) هديه افراد را (هر چند اندك و ناچيز) قبول مىكرد. (17) بيشتراوقات، رو به قبله مىنشست. (18) زانوهايش را پيش اشخاص،باز نمىكرد و بيرون نمىآورد. بر تندخويى غريبهها در سؤال ودرخواست و سخن صبر مىكرد. هيچ كس را ملامت و سرزنشنمىكرد و در پى كشف اسرار ديگران نبود. (19) . خندههايش تبسم بود و هرگز قهقهه سر نمىداد. (20) بسيار شرمگينو باحيا بود. سخن كسى را قطع نمىكرد. از جلوى خودش غذامىخورد. كار افراد را به هر شكلى راه مىانداخت و ... بسيارى ازفضايل برجسته ديگر كه همه حاكى از روحى بلند و اخلاقى والا و ادبىمتعالى بود. ادب در معاشرت، ميزان رشد و شعور انسان است و هر كس بهاندازهاى مىارزد كه ادب دارد. عيار سنجش قيمت انسانى افراد، «ادب»آنان است. وقتى مىتوان با «ادب»، دلها را خريد و هنگامى كه «ادب داشتن»،نشانه ايمان و وسيله تقرب به خدا و محبوبيت نزد خالق و خلق است،چرا از سنت رسول خدا و سيره اولياء دين، ادب نياموزيم؟ ... آرى،ادب در گفتار و كردار، در خانه و جامعه، با كوچك و بزرگ، با خودى وغريبه، در همه جا ... و با همگان! پىنوشتها: 1) بحارالانوار، ج75، ص261. 2) ميزان الحكمه، ج1، ص72. 3) غررالحكم. 4) همان. 5) همان. 6) همان. 7) گلستان سعدى، باب 2، حكايت 20. 8) ميزان الحكمه، ج1، ص70، حديث 374. 9) ما ادبنى احد رايت قبح الجهل فجانبته (بحارالانوار، ج14، ص326). 10) ميزان الحكمه، ج1، ص78. 11) سنن النبى، علامه طباطبايى، ص41، 43 و75. 12) همان، ص45، 46، 47، 73 و 61. 13) همان، ص41 و 47. 14) همان. 15) همان، ص75 و 76. 16) بحارالانوار، ج16، ص237. 17) همان، ص227 و 240. 18) همان. 19) مكارم الاخلاق، ص13، 15 و 17. 20) سنن النبى، ص75. پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 :: 15:40 :: نويسنده : rap3nter
داشتن خانه و ماوایی که بتوان در آن احساس آرامش کرد، آرزوی خیلی از جوانان ایران و حتی دنیاست؛ خانه ای بزرگ و راحت و با امکانات کامل. اما این زوج چینی ظاهرا چندان به بزرگی خانه اهمیت نمی دهند، چرا که فضای ۸ متر مربعی پشت یک کامیون را برای زندگی و به عنوان ماوای خود برگزیده اند. تصاویری ببینند از خانه و زندگی این زوج جوان چینی.
نظر یادتون نره دوستان...........>>>>>>>>>>>>>. |
درباره وبلاگ FOLLOW ME ON İNSTAGRAM : im_amiral موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||
|
|