(...)
JİYANEM KÜRDİSTAN
سه‌شنبه 16 خرداد 1391 :: 13:16 ::  نويسنده : rap3nter       

لالایی شب های تنهایی ... صدای هق هق کودک

زندگی زودتر از آنچه که تصور می کنی به پایان می رسد . عقربه های ساعت نوسان دارند وقتی انگشتان سرد فرشته روی پنجره نام خدا را نقاشی می کند.

هنوز وقتی صبح می شود کودک باطنمان می ترسد از شروع قصه بزرگسالی ... از فراموشی.

دوباره چشمهایمان از شادی برق می زند وقتی باران می بارد و چتر نداریم... وقتی دستهایمان دوست دارند خیسی چمن را احساس کنند...

هربارکه هاله ماه گوشه نقاشی کودک را پر می کند ، فکر آلوده می شود از سختی ، از رنج

امشب را آسوده بخواب ...

 




 
درباره وبلاگ

FOLLOW ME ON İNSTAGRAM : im_amiral
موضوعات
آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان
 
   
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران