(...)
JİYANEM KÜRDİSTAN
دوشنبه 07 اسفند 1391 :: 22:13 ::  نويسنده : rap3nter       

سفر

درست وقتی گل زعفران را لای دفترچه ام گذاشتم و بستمش؛ تو پلک هایت را روی هم گذاشتی. وقتی سر بلند کردم تا چشم در چشم هایت شوم؛ تو به خواب رفتی. وقتی دفترچه ام را به عمد، بر زمین پرت کردم تا خوابت را فراری دهم؛ تو به دعوت پادشاه هفتم سفری دور و دراز را آغاز کردی...  




 
درباره وبلاگ

FOLLOW ME ON İNSTAGRAM : im_amiral
موضوعات
آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان
 
   
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران