(...)
JİYANEM KÜRDİSTAN
چهارشنبه 20 دی 1391 :: 20:48 ::  نويسنده : rap3nter       

سحرگاهان به قصد روزه داری
شدم بیدار از خواب و خماری

برایم سفره ای الوان گشودند
به آن هرلحظه ای چیزی فزودند

برنج و مرغ و سوپ وآش رشته
سُس و استیك با نان برشته

خلاصه لقمه ای از هرچه دیدم
كمی از این كمی از آن چشیدم

پس از آن ماست را كردم سرازیر
درون معده ام با اندكی سیر

وختم حمله ام با یك دو آروغ
بشد اعلام بعداز خوردن دوغ

سپس یك چای دبش قند پهلو
به من دادند با یك دانه لیمو

خلاصه روزه را آغاز كردم
برای اهل خانه ناز كردم

برای اینكه یابم صبر و طاقت
نمود م صبح تا شب استراحت

دوپرس ِ كلّه پاچه با دو كوكا
كمی یخدر بهشت یك خورده حلوا

به افطاری برایم شد فراهم
زدم تو رگ كمی از زولبیا هم

وسی روزی به این منوال طی شد
نفهمیدم چسان آمد و كی شد

به زحمت صبح خود را شام كردم
به خود سازی ولی اقدام كردم

به شعبان من به وزن شصت بودم
به ماه روزه ده كیلو فزودم

اگرچه رد شدم در این عبادت
به خود سازی ولیكن كردم عادت

خدایا ای خدای مهر و ناهید
بده توش و توانی را به« جاوید»

كه گیرد سالیان سال روزه
اگرچه او شود از دم رفوزه

 

 




 
درباره وبلاگ

FOLLOW ME ON İNSTAGRAM : im_amiral
موضوعات
آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان
 
   

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا